فهرس الكتاب

الصفحة 272 من 964

وتسعين ومائه او به همدان آمد با لشكر جرار، ومامون هرثمه [1] بن اعين را پيش على عيسى باز فرستاد، وطاهر بن الحسين [2] را مقدمه او كرد به حكم مصلحت ديد. فضل ابن سهل [3] كه وزير او بود، طاهر را الواء داد گفت: قد عقدنا لك لواء لا يخل ثلثين سنة. وهمچنين بود پادشاهى طاهريان سى واند سال بود، ودرد وفرسنگى رى با چهارده هزار (و قيل پانزده هزار بزد، على ماهان [4] را كه پنجاه هزار [5] سوار آورده بود بكشت، وسر او نزديك مامون فرستاد، وجمله جبال عراق فتح كرد وواسط واهواز بگرفت وبدر بغداد آمد، ومدت يك سال جنگ كرد وايمن را بگرفت وبكشت، وسر او بنزديك مامون فرستاد رحم الله با برده وقضيب [6] ، وخاتم بر دست پسر عم خود محمد بن الحسن بن مصعب وآن حادثه وفتح بيست وپنجم محرم سنه ثمان وتسعين ومائه بود.

ورحم الله الجميع والكاتب والناظر والداعى. ادام دولة السلطانية الناصر المحمودية.

الاول طاهر ذو اليمينين

صاحب تاليف قصص نابى هيصم، كنيت او ابو الحسن ونام الهيصم بن محمد النابى [7] رحمه الله، چنين مىرد، كه چون أمير المؤمنين مامون غسان بن عباد را از امارت خراسان معزول كرد، ولايت خراسان وعجم به امير طاهر داد، جد ايشان اسعد را در جاهليت فرخ [8] نام بود بر دست طلحه رضى الله عنه اسلام آورد، واو را اسعد نام نهاد، او را پسرى آمد، مصعب نام نهاد اين مصعب ساكن فوشنج شد. چون دعوت آل عباس ظاهر شد، مصعب يكى از نقباء وداعيان آن دولت گشت، وپسرى آمد، او را حسين نام كرد. اين حسين مدتى عمل فوشنج داشت ووالى بود

[1] اصل: حرثمه

[2] اصل: بن الحسن.

[3] اصل: فصل اين سهل؟

[4] كذا، راورتى: على بن عيسى بن ماهان.

[5] كلمات بين قوسين در (پ) نيست.

[6] اصل: نسب. پ: نصب.

الكامل (6: 117) : بعث معه طاهر بالبرده والقضيب والخاتم. چون نسب ونصب در اينجا موافق نمىيد، بقول ابن اثير درست شد. راورتى اين كلمه را به ROD يعنى عصا ترجمه كرده.

[7] اصل وپ: الثانى (ر: 4) .

[8] اصل: فرح. راورتى وپ: فرخ.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت