فهرس الكتاب

الصفحة 123 من 964

اين سال را سنة الاستيناس خوانند، درين سال پانزده لشكر به اطراف فرستاده بود وسريه عرنيين [1] هم درين سال بود، وآن طايفه بيامدند، واسلام آوردند وهواى مدينه ايشان را سازوار نيامد، رنجور شدند، مصطفى عليه الصلاة والسلام ايشان را بميان شتران فرستادند، تا در هواى باديه صحت يافتند، پس نگاه بانان را شهيد كردند، وشتران را بردند، كور [2] بن جابر الفهرى را در عقب ايشان فرستاد، ايشان را بگرفتند، ودست وپاى ايشان را ببريدند، وچشمهاء ايشان كور كردند، ودر آفتاب بگذاشتند تا از گرما بدوزخ رفتند. پس غزوه ذى قرد [3] بود، وشترانى كه عتبه حصين فراوى [4] برده بود، تعاقب كردند وبازستدند. پس غزوه حديبيه بود، در ماه ذى القعده مصطفى عليه السّلام در خواب ديد كه به مكه آمدستى، بفرمود صحابه را تا همه احرام عمره گرفتند، وبا هفتصد صحابى از مدينه روى بمكه نهادند، وشتران هدى را بردند [5] ، چون به عسفان رسيدند بشر بن سفيان الكعبى پيش مصطفى آمد، كه اهل مكه مستعد منع تو شده اند، وخالد وليد، به كراع عميم [6] آمده است. مصطفى عليه الصلاة والسلام راه بجانب ورع بگردانيد، وعثمان عفان را رضى الله عنه به نزديك مكيان فرستاد، كه ما بزيارت آمده ايم، مكيان او را نگاه داشتند، وخبر به مصطفى رسيد، كه عثمان شهيد شد، پس بفرمود: تا سعد را زندان كردند، وبر قتال قريش خبر دادند، وقريش سهيل بن عمرو را بنزديك مهتر ما عليه السّلام فرستادند، كه عثمان در حياتست درين [7] سال باز گرد! در سال آينده درين روز قريش مكه را خالى كنند، تا خواجه وصحابه عمره قضا كنند، وده سال صلح باشد، وهر كه از قريش بمدينه آيد باز دهند، وهر كه از مدينه بمكه آيد، باز دهند، وهر كه خواهد در عقد محمد آيد وهر كه خواهد از قبايل در عقد قريش آيد، وعهدنامه بنوشتند، ومصطفى همانجا

[1] اصل: غزنين، الكامل: عرنيين، كه از بنى عكل وبنى عرنيه بودند

[2] كذا، الكامل:

كرز بن جابر.

[3] اصل: مرود، وسهو كاتب است.

[4] طبرى والكامل: عيينه بن حصن بن حذيفه بن بدر الفزارى.

[5] اين كلمه را كرم خورده (براندند) نيز خوانده ميشود، در طبريست: وساق معه الهدى.

[6] كذا، طبرى: كراع غميم، در هشت ميلى عسفان.

[7] اصل: كه درين.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت