فهرس الكتاب

الصفحة 273 من 964

وطاهر پسر او بود، وآن فتوح كه گفته شد بر دست او ميسر شد. چون مامون به بغداد آمد، او را به رقه [1] فرستاد به محاربت نصر شيث [2] .

وبعد از آن بخراسان آمد در شهور سنه سبع ومائتين برحمت حق پيوست بجاى خود طلحه بن طاهر را خليفه كرد. وراوى چنين ميگويد: كه در روز جمعه خود خطبه كرد، نام مامون در خطبه فراموش كرد، يا بعمدا گذاشت. چون شب بخانه باز آمد، بامداد شنبه او را در مرقد او يافتند فوت شده بود، معلوم نشد، كه چگونه بود. والله على كل شى ء قدير

الثانى طلحه بن طاهر

چون أمير المؤمنين مامون را رضى الله عنه، از حال طاهر خبر شد، طلحه را مثال وعهد وتشريف فرستاد، ودر امارت خراسان بماند، تا شهور سنه ثلث عشر ومائتين، وچون او را وفات نزديك رسيد، محمد بن الحسين [3] بن مصعب الصاهرى را كه برادر عم طلحه بود، به امارت وصيت كرد وبرحمت حق پيوست، ودر عهد حيوة خود با حمزه خارجى كه (به) سجستان خروج كرده بود، كارزار بسيار كرد، وازو در دولت مامون آثار خير در خراسان بسيار بود.

الثالث عبد الله بن الطاهر

چون طلحه برحمت حق پيوست، أمير المؤمنين مامون رضى الله عنه، عبد الله طاهر را كه امير مصر گردانيده بود، واو را پرورده بود در حجر خلافت وكنف دولت خود، وادبش آموخته، ودر عهد هفده سالگى او را لشكر كشى خود فرموده، وچنان كرده، كه در بيست سالگى بر جمله خلايق در فضل ورجوليت وجلادت ترجيح يافته. درين وقت امارت خراسان به وى داد وعلى بن طاهر را كه برادر او بود خليفه او فرمود، كه لشكر كسى دار الخلافه

[1] اين كلمه در اصل خوب خوانده نميشود، راورتى در ترجمه خود LRAKKAH نوشته ونه تصريح حدود العالم رقه شهرى بود در عراق بر كران فرات وشهركى بود در شام.

[2] اصل وطبرى والكامل كذا. وپ: قصر شيت. گرديزى: نصر شبيب تاريخ سيستان: نصر بن شبث. راورتى: نصر شيث بن ربيعى الخارجى.

[3] گرديزى: محمد بن حميد الطاهرى.

راورتى: محمد بن الحسن

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت