فهرس الكتاب

الصفحة 119 من 964

درآمد، وعبد الله جبير را كه امير تير اندازان بود، شهيد كرد، وحشم كفار از كمين برخاستند، وحمزه را شهيد كردند، وهزيمت بر مسلمانان افتاد، وسنگ بر روى مبارك مصطفى صلّى الله عليه وسلّم زدند، ودندان مباركش بشكستند، ورخش خون آلود كردند، واو در حفره افتاد، على وطلحه دست مباركش گرفتند وبرآوردند، وشيطان از بالاء كوه آواز داد: آلان محمدا قد قتل، محمد كشته شد. هند وزنان مشركه، مسلمانان كشته شده را مثله [1] كردند، وهفتاد تن از مسلمانان شهيد شدند، واز مشركان بيست ودو تن بدوزخ رفتند، ومصطفى بمدينه باز آمد، ودرين سال حسن على را ولادت بود، مصطفى زينب بنت خزيمه را در نكاح آورد، وام كلثوم را به عثمان رضى الله عنه داد والله اعلم بالصواب.

اين سال را سنه ترقيه گويند، محمد اسحاق روايت ميكند: كه چون مصطفى صلّى الله عليه وسلّم بازگشت از احد، قومى بيامدند از قبيله عضل [2] وقاره ومعلمان دين التماس نمودند، شش تن با ايشان نامزد شدند، عاصم، ثابت وحبيب وزيد بن الدثنة [3] در ميان ايشان، چون به رجيع [4] رسيدند آن طايفه عذر كردند، وشمشيرها كشيدند، برايشان حمله كردند، عاصم، ثابت وسه يار شهيد شدند، وحبيب اسير گشت، واو را بردار كردند، در ان لحظه از خداى تعالى درخواست، كه ديدار مصطفى عليه السّلام به بيند، حجاب از ميان برخواست [5] ، از سردار مدينه بر وى ظاهر شد، وجمال مصطفى بديد، پس تمام شد، رضى الله عنه. اين آيت در حق ايشان منزل شد: ومن الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضاة الله [6] .

پس حادثه بئر معونه افتاد، وآن چنان بود: كه مصطفى عليه السّلام منذر بن عمرو انصارى را با چهل يار از اصحاب صفه وزهاد بجانب نجد فرستاد

[1] مثله، گوش وبينى بريدن وعقوبت كردن (غياث) ترجمه اين عبارت طبريست: يمثلن بالقتلى ...

[2] اصل: عصل

[3] اصل: الدسه، نامهاى اين 6 نفر بقول طبرى وجمهور اينست.

(1) مرثد بن أبى مرثد الغنوى (2) خالد بن البكير (3) عاصم بن ثابت بن ابى الافلح (4) خبيب بن عدى (5) زيد بن الدثنه (6) عبد الله بن طارق

[4] اصل: بر جميع، ولى رجيع آبى بود در حجاز متعلق به هذيل.

[5] كذا، باملاى حاضره: برخاست

[6] قرآن، البقره 206

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت