الاول الحارث الرائش
و نسبت او در مقدسى چنين مىرد: الحرث بن مهيب بن ايمن، بن دى برحم بن رايد بن المغرب بن بطن بن عذيب بن دهير بن التبع بن حمير بن سباب بن يشخب بن يعرب. اما بروايت طبرى: رايش بن يعب بن قحطان بن ابى شداد [1] .
حارث رايش در جهان با ملوك اطراف (حرب بسيار كرد وممالك اطراف) [2] بگرفت، وحدود مغرب ومصر در تصرف آورد، ولشكر به هندوستان آورد واز پادشاهان هندوستان مال بستد، واز آن بلاد برده وغنايم بسيار به يمن برد واز حدود عراق انبار وموصل بگرفت وبجانب آذربايگان رفت وبا تركان حرب كرد، وبر كنار آبادانى آن بلاد سنگ بفرمود تا نصب كردند، وبر آنجا نام او وحربهاى او ضبط (و) ممالك او از اول حال تا آخر بنوشتند. واو در روزگار منوچهر بود ملك عجم. وحارث مطيع منوچهر بود. ومدة ملك او صد وبيست سال بود ودرگذشت. والله اعلم بالصواب.
الثانى ابرهه بن الحارث الرائش
بعد ازو پسر او ابرهه ذو المنار پادشاه شد، واو مرد ضابط بود، لشكر بر جانب مغرب برد، وچندان برفت، كه به ظلمات رسيد، لشكر در ظلمات برد ترسيد كه نبايد كه لشكر او در تاريكى گم شود بفرمان او ميلها كردند، وبراه نزديك هم ديگران. وبران روشنائيها نهادند، تا باز آمدن ورفتن لشكر او آسان شود. واو را ذو المنار لقب دادند. واو مطيع منوچهر بود، ومدت ملك او صد وهشتاد سال بود. (و الله) اعلم بالصواب.
الثالث افريقيس [3] ابرهه
بعد از پدر خود افريقيس پادشاه شد ولشكر بجانب مغرب برد، وآن ممالك تمام در ضبط آورد، ودران ديار شهر افريقيه بنا كرد ودر عهد حيوة پدر لشكر
[1] كذا، طبرى: الرائش بن قيس بن صيفى بن سبا مسعودى بالرائش وهو الحرث بن ذى سدد، مجمل: الحرث الرائش بن قيس بن قليسى بن صلغى بن سبا الاصغر الحميرى. ابو الفدا: الحارس الرائش ابن ذى سدد بن عاذ. ابن خلدون:
إنما سمي الرائش لانه راش الناس بالعطاء ... انه من ولد واثل بن الغوث بن حيران بن قطن بن عريب بن زهير بن ابين بن الهميسع بن حمير ...
[2] كلمات بين قوسين از (پ) گرفته شد، در اصل نيست.
[3] اصل: افريقس. طبرى: فريقش بن قيس بن صيفى بن سيا حمزه: افريقيس راورتى كذا. مسعودى:
افريقس بن ابرهه. ابن فقيه: افريقش بن ابرهه الرائش.