فهرس الكتاب

الصفحة 284 من 964

الطبقة التاسعه السامانيون

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد الله الحنان المنان، ذى العظمة والسلطان. والصلاة على محمد صاحب الحسام والبرهان. والسلام على آله واصحابه سادة ام القرى وقادة البلدان.

چنين ميگويد ضعيف ترين بندگان سبحانى منهاج سراج جوزجانى:

كه بعد از ذكر ملوك يمن وامراء صفارين، اين فصل كه مقصورست بذكر آل سامان وملوك آن خاندان، اولى ديدم، واين جزو بر جزو ملوك محمودى وناصرى در ترتيب كتاب مقدم گردانيدم، تا طبقات اين تاريخ بر ترتيب افتاد. اگر چه ذكر ملوك يمن بحكم ترتيب تقديم بيشتر ميبايست اما چون از ملوك اسلام نبودند، بر خلفاء مقدم داشتن صواب ننمود [1] برين قدر تقديم مقرر شد، وآن فصل از تاريخ ابن هيصم نقل افتاد تا ناظران را بر صحت آن اعتماد تمام افتد. على الله التكلان.

راوى چنين ميگويد: كه جد سامانيان را سامان نام بود، بر قول بعضى نام چيزى ديگر بود، الا آنكه سامان ناحيتى است از نواحى سغد سمرقند [2] .

و جد ايشان رئيس آن موضع بود، واو را سامان خداه خواندندى، براى اختصار را هم بر اسم سامانيان بسند [3] كردند، تا اسم علم او شد واو از اولاد بهرام چوبين بود، واو را پسرى آمد، اسد نام كرد واسد را چهار پسر بود: نوح بن اسد، ويحيى بن اسد، والياس بن اسد، واحمد بن اسد. ايشان ملوك شدند وامراء گشتند. از بس كه شهيم كافى وجلد وكاردان بودند، خاندان ايشان چون بزرگ شد، بعاقبت

[1] اصل وپ: بنمود. در ترجمه راورتى اين فعل منفى است

[2] در تاريخ بخارا نرشخى (ص 70) گويد: او را سامان خدات بدان سبب خوانند كه ديهى بنا كرده است وآنرا سامان نام كرده، حمزه درسنى ملوك الارض (ص 150) گويد: وكان اسد بن سامان من قريه من قرى بلخ تسمى سامان ... اين جاى در كتب متأخر بنام سمانه ذكر شده كه قريه يى بود در بلخ

[3] سند: بر وزن پلنگ. كافى ووافى وتمام (فرهنگ نوبهار)

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت