اين سال را سنة الامر بالقتال خوانند، چون ماه محرم بگذشت وصفر درآمد، مصطفى لشكر كشيد بطرف بواط [1] چون ماه ربيع الاول درآمد به بواط، در آخر ماه جمادى الاخرى [2] عبد الله حجش را بزدن كاروان قريش فرستاد با هشت صحابى واز كاروان قريش، چند كس را بدوزخ فرستادند، چندين تن را اسير كرد، وآن اول غنيمت بود در اسلام، چون نصف ماه شعبان شد، قبله از بيت المقدس بگشت وعبد الله زيد انصارى بانگ نماز در خواب ديد، چون رمضان درآمد، روزه ماه رمضان فرض شد، وبامداد هفدهم ماه رمضان روز فتح بدر بود، وآن روز جمع مشركان پانصد وپنجاه مرد بود وهمه اشراف قريش ومشاهير عرب با مصطفى عليه السّلام سيصد وچهارده مرد بودند، وهفتاد شتر ويك اسپ كه مقداد اسود داشت، وهشتاد شمشير بود وجمع مشركان به عدوة قصوى [3] نزول كردند، وصحابه در خدمت مصطفى صلّى الله عليه وسلّم به عدوه دنيا، بفرمود مر صحابه را تا حوض راست كردند، وپر آب كردند. وتمامت موضع ديگر كه آب بود همه بانباشتند، وبراى او از شاخ سايبانى كردند، ومصطفى عليه السّلام صحابه را گفت:
كه هان ياران! مكه [4] هر كه جگرگوشه داشت از اشراف، بتمام وكمال، پيش آورده است، چه ميكنيد؟ از مهاجران وانصار، فصلى در جان باختن بگفتند، كه جانهاء ما فداى حق ونبوت تو در كارزار [5] بايد بود. مصطفى فرمود: حق تعالى مرا وعده نصرت كرده است. چون به قتال مشغول شدند اسود عبد الاسد مخزومى [6] از ميان مشركان سوگند خورد، كه يا حوض مؤمنان خراب كنم، ويا از آن آب خورم، ويا كشته شوم، وبيرون آمد، وقصد حوض كرد، شير خداى حمزه يك شمشير بپاى او بزد، واو را قلم كرد، او خود را در روى انداخت، وبسوى حوض خزيدن گرفت، تا سوگند خود را راست كند، حمزه بازگشت، واو را در حوض
[1] اصل: ابواط. طبرى وغيره بواط.
[2] اصل: جمادل آخر.
[3] اصل: عروه، صحيح آن عدوه است قرآن عظيم فرمايد: اذ أنتم بالعدوه الدنيا وهم بالعدوه القصوى (الانفال 43) .
[4] اصل در مكه، ولى ترجمه اين عبارت طبريست. كه بقول وى حضرت رسول فرموده بود: هذه مكه قد القت اليكم افلاذ كبدها، وبلعمى چنين ترجمه كرده: مكه جگر گوشه هاى خود را بجانب شما افگنده.
[5] اصل: تو كار را بايد.
[6] اصل: مخرومى.