فهرس الكتاب

الصفحة 667 من 964

او را بدست آورد، وغنايم بسيار بگرفت، از يك جنس اسپ يك هزار وپانصد سر، بدست حشم اسلام افتاد، وديگر غنايم را بدين قياس ميبايد كرد. چون بخدمت درگاه پيوست، همگنان بدان فتوح شاديها كردند.

رايات اعلى، روز پنجشنبه يازدهم ماه ذى الحجه [1] سنه خمس، از ان بلاد مراجعت فرمود، ودرين سفر ملك جلال الدين مسعود شاه، كه مقطع قنوج بود، وبرادر سلطان (به سعادت) خدمت درگاه پيوست، ودست بوس اعلى (اعلاه الله) دريافت وبازگشت ولشكر اسلام ورايات همايون منزل بمنزل بدار الملك [2] جلال آمد.

السنة الثالثة سنه ست (و) اربعين وستمائة

روز چهارشنبه بيست وچهارم ماه محرم سنه ست واربعين وستمائة بدار الملك جلال دهلى باز آمد، وشهر را آذين [3] بستند، وبدولت وسلطنت بمقر پادشاهى بنشست، وملك جلال الدين چون خدمت سلطان دريافت اقطاع سنبهل [4] وبداون او را شد وناگاه خوف وهراس بدو راه يافت، از سنبل بر سمت كوه سنتور [5] برفت، وسلطان معظم مدت هفت ماه در حضرت (دهلى) مقام فرمود، تا ششم ماه شعبان سنه ست، رايات اعلى از دهلى بيرون آمد، وبر سمت [و] اطراف جبال وصحارى غزوها فرمود، وامرا را باطراف نامزد كرد وبحضرت بازگشت. ودرين سفر دور ترا اتفاق نيفتاد وروز چهار شنبه نهم ماه ذى القعده بحضرت باز آمد، ولشكرها، اسلام، بر سمت كوهپايه رتن پور [6] برفت، ودرين لشكر ومقام حضرت دو حالت [7] ظاهر شد: اول آنچه قاضى عماد الدين شفورقانى [8] متهم شد [9] روز جمعه نهم ماه ذى الحجه در قصر سپيد از قضا معزول شد، واز شهر بحكم فرمان در بداون [10] رفت. وملك بهاء الدين ايبك خواجه در حوالى حصار

[1] كذا في الاصل. مط: 11 ماه ذى القعده. راورتى: 12 ذى حجه 625 ه.

[2] مط:

بر سمت دار الملك

[3] مط: آئين

[4] مط: سنبل

[5] مط: از سنبل وبداون بحضرت پيوست وسلطان .. راورتى: از سنبل وبداون بر سمت لاهور رفت از راه سهو. پ: بر سمت كوهپايه وسهو رفت.

[6] مط: كوهپايه رانه وتن پور. راورتى: كوهپايه ميوات وورنتهپور. ايليوت: رن تمبهور

[7] مط:

دو حادثه

[8] مط واصل: شقورقانى. راورتى: شفورقانى يا شبورقانى، كه دو صورت آخرين درست است، چنانچه گذشت

[9] مط: شده بود

[10] مط: فرمان بطرف بداون روان شد، روز دوشنبه دوازدهم ماه ذى الحجه بسعى عماد الدين ريحان شهادت يافت وملك.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت