«نسبتى اذا بلغتم عدنان فامسكوا» [1] گويند عدنان روزى تنها نشسته بود هشتاد سوار از دشمنان او، روى باو آوردند، با ايشان قتال كرد اسپ او كشته شد، او قصد كوه كرد دريافتندش، از خداى زينهار خواست دستى از كوه پيدا آمد واو را بگرفت وبر سر كوه نهاد، تاريكى عظيم بيامد، آن سواران را هزيمت شده، هلاك گشتند، آنرا هم از معجزات مصطفى عليه السّلام ميگيرند.
مادر معد هم بنت يشخب بن يعرب بن قحطان بود، بروايت ديگر گويند مادرش مهدد بنت لحم بود [2] واز براى آن او را معد خواندندى كه هرگز زين از پشت اسپ جدا نكردى، وسلاح پوشيده بودى براى جنگ بنى اسرائيل، والله اعلم بالحقيقة والصواب.
مادر نزار معاره بنت شنه بن عوى بن جرهم. وبروايت ديگر:
معاويه بنت جوشن [3] او را اب الآباء [4] گفتندى، ونزارش از براى آن گفتندى: چون از مادر بزاد، پدرش يك هزار شتر قربان كرد، اشراف عرب او را گفتندى: كه اين سخت نزار است، يعنى حقير است، والله اعلم بالصواب.
مادر مضر عقيل بود بنت عرك بن عدنان بن نزار، وبروايت ديگر سوده [5] بنت عدنان. والله اعلم بالصواب.
[1] مسعودى (ج 1 ص 393) اين نهى را تا معد مى شمارد، ولى صحيح بخارى به اسناد موثوقه سلسله اجداد حضرت محمد ص را تا عدنان شمرده است، ومتن كتاب المواهب چنين است:
«اجتمع العلماء والاجماع حجه على ان رسول الله ص انما انتسب الى عدنان ولم يتجاوزه» محقق قندهارى در ابجد التواريخ مينويسد: «قد روى عن ابن عباس رض ان النبى (ص) كان اذا انتسب لم يتجاوز معد بن عدنان بن ادد، ثم يمسك، ويقول كذب النسابون» .
[2] طبرى: مهدد بن اللهم. كامل: مهده ابنه اللهم. مجمل: امه سمره بنت سحت.
[3] مجمل: امه ناعمه بنت جرهم طبرى وكامل: امه معانه بنت جوشم بن جهمله بن عمرو
[4] اصل: ابا اباد، شايد سهو كاتب باشد
[5] اصل: سقوده، طبرى: سوده بنت عك. مجمل: سوده بنت على.