فهرس الكتاب

الصفحة 86 من 964

بران خون كه مى جوشيد بكشت، تا آن خون قرار گرفت وبازگشت، وبنى اسرائيل را برده كرد، ودر ميان اسيران ارميا وعزير ودانيال اصغر بودند از فرزندان دانيال اكبر. بخت نصر خوابى هايل ديد. دانيال اصغر را طلب كرد، ودران وقت بخت نصر ملك بابل بود، او را تعبير كرد، وآن خط كه دانيال اكبر ستده بود باز نمود، وبنى اسرائيل، از شفاعت او خلاص يافتند، وبشام باز آمدند، والله اعلم.

عزيز عليه السّلام

عزيز بن سارما [1] چون از بخت نصر خلاص يافت، وبه بيت المقدس آمد، وبا اوسله [2] انجير بود وقدرى شير ودرازگوشى، آن خرابى ديد، در خاطرش آمد: كه زنده گردانيدن اينها چگونه باشد؟ حق تعالى در سايه درختى كه او بخفت، صد سال او را در خواب بداشت، چون بيدار شد، پنداشت كه يك روز يا بعضى از روز خفته است حيرت كرد، در ان خر وشير وانجير نگاه كرد، برقرار خود ديد، ودراز گوش ريزه ريزه شده، حق تعالى در پيش او زنده گردانيد، باز آمد وتورات را جمله املا كرد، تا بى نقصانى بنوشتند.

زكريا عليه السّلام

زكريا عليه السّلام ابن اذن [3] از فرزندان مهتر داود بود، واو مرد درودگر [4] بود، وزن او اشباع بنت عمران بن مامان بن اسيم بن يغافيم [5] بود.

[1] مير خواند: عزيز بن شرحيا، سرحيا.

ابو الفدا: واسم العزيز بالعبرانيه عزرا، وهو من ولد فنحاس بن العزر بن هارون.

[2] سبد وزنبيل «المنجد» . غياث گويد كه تركى است. ابو الفدا: ومعه حماره وسله فيها طعام.

[3] تورات: زكريا بن يوخيا. مسعودى (ص 37 ج 1) زكريا وهو من ولد داود من سبط يهودا.

ميرخواند: پدر زكريا: اذان، ذان. گزيده: زكريا بن برخيا بن البعار.

[4] درودگر: بضمتين نجار، واين مأخوذ از درون است، كه چوب وزراعت قطع كردن باشد (غياث) .

بو على سينا در دانش نامه اين كلمه را بمعنى بناء آورده است (ص 100 طبع تهران) .

[5] مسعودى: ايساع بنت عمران بن ماتان بن يعاميم من ولد داود. طبرى: عمران بن ماتان. ميرخواند:

وعمران بن ماتان پدر مريم از اولاد سليمان بود. گزيده: مريم بنت عمران بن ثامان بن البعار ابن اليهود بن امين ... از اولاد سليمان.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت