فهرس الكتاب

الصفحة 98 من 964

نام قصى بن كلاب زيد بود، وقريش او را مجمع القبائل گفتندى، براى آنكه جمله قريش را جمع كرد در مكه، ودارنده ساخت، براى امارت قريش مفتاح كعبه از بنى خزاعه بستد، ودختر خليل بن حبشى الخزاعى [1] را نكاح كرد، او را از دختر خليل چهار پسر آمد: عبد مناف وعبد الدار وعبد العزى [2] وعبد.

اما فرزندان عبد جمله در باديه رفتند، عبد الدار [3] در روز احد كشته شدند مگر عثمان طلحه كه او اسلام آورد، ومصطفى عليه السّلام مفتاح كعبه بدو داد پس از آن به برادر او شيبه داد، وعبد العزى: خديجه كبرى رضى الله عنها از فرزندان او بود، واما عبد مناف چنانكه تقرير يابد. والله اعلم بالاسرار المشهورة والمكشوفة [4] .

مادر عبد مناف را قمر گفتندى، از حسن وجمال وى، ونام عبد مناف مغيره بود بعد از قصى پدرش مهترى وامارت قريش به وى رسيده بود، واو را دو پسر آمد بيك شكم: هاشم وعبد الشمس پشتها بهم باز چفسيده [5] وعبد مناف ايشان را به تيغ از يك ديگر جدا كرد. هاشم جد مصطفى عليه السّلام وعبد الشمس پدر اميه وجد معاويه وجد عثمان رضى الله عنه بود، والله اعلم بالصواب [6] .

[1] حليل بن حبشيه الخزاعى (طبرى) .

[2] اصل: عبد اخزى، بروايت جمهور عبد العزى است.

[3] اصل: عبدار.

[4] قصى بن كلاب، در حدود 400 ميلادى ميزيست، ومنصب رياست هم در دودمان وى ماند (حيات محمد ص) .

[5] چفسيدن: بر وزن ومعنى چسپيدن، اين مصدر در كتب وادب قديم پارسى مستعمل بود.

[6] عبد مناف: از اجداد حضرت پيغمبر (ص) در حدود (430) ميلادى متولد گرديد، درين كتاب در جمله اولاد وى (حارث، عباده، محرمه، عبد الغوث؟ ظاهرا عبد اليغوث) هم نام برده شده، كه در مراجع ديگر يافته نشد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت