و فوت معاويه به دمشق بود، در سال سنه ستين، واو مرد بلند بالا بود، وشگرف اندام گوشت او سپيد پوست، چون بخنديدى، لب زيرين او بازگشتى. وسه پسر داشت:
يزيد، وعبد الرحمن وعبد الله. ومدت عمر او هفتاد وهشت سال بود، وبيك روايت هشتاد وپنج سال بود. والله اعلم با فعاله واحواله خيرهما وشرهما. رضى الله عنه.
الثانى يزيد بن معاويه
يزيد بن معاويه لعنه الله، ولادت او در سنه ست وعشرين بود، ومصطفى عليه السّلام چون درو نگريستى به خشم نگريستى. چون ولايت بوى رسيد، از حسين على رضى الله عنه بيعت خواست، حسين در بيعت او نيامد، حسين از مدينه بكوفه نقل كرد، مردمان كوفه او را غدر كردند، ومسلم عقيل را عبيد الله زياد بكشت، وحسين را رضى الله عنه در دشت كربلا شهيد كردند، وبدين سبب يزيد ملعون شد. ويزيد سلام [1] بن زياد را امير خراسان كرد، بغزو ما وراء النهر رفت، ودر عهد يزيد تخت گاه حسين خاينان [2] فتح كرده بود، يك روايت آنست كه شبى خمر ميخورد، رقص كرد بيفتاد وسرش شكست ومغزش بيرون آمد وبدوزخ رفت. ولادت او به ماطرون [3] بود، وفوت او به حوران [4] در چهاردهم ماه ربيع الاول سنه اربع وستين، وعمر او سى وهشت سال بود، وملك او سه سال وهشت ماه بود با چنين سهل مدتى وملكى، لعنت ابد بر خود بگذاشت، وبدوزخ رفت، والله اعلم.
معاويه بن يزيد، بعد از فوت پدر با او بيعت كردند، وچهار ماه در امارت بماند وگفته اند چهل روز، بعد از آن بر منبر رفت وخطبه كرد وگفت:
ايها الناس! انما انا لحم ودم ولا صبر لى على نار جهنم فولوا امركم من شئتم.
معنى چنين باشد: كه گوشت وخونم، مرا بر آتش دوزخ شكيبائى نيست
[1] طبرى: سلم بن زياد
[2] اصل: حسين حاينالغ. پ: تختگاه چنين خابنالغ، شايد (چنين خانبالغ) باشد.
[3] الماطرون: بكسر الطاء من شروط هذا الاسم ان يلزم الوا وتعرب نونه، موضع بالشام قرب دمشق (معجم البلدان) .
[4] اصل: حرارين. پ: بخارين. الكامل: حوران كه جائيست در شام (ج 4 - 62) ياقوت: كور من اعمال دمشق.