فهرس الكتاب

الصفحة 341 من 964

در شهور سنه عشرين واربعمائه. چون لشكر بديشان رسيد جنگ سخت كردند، هزيمت بر لشكر سلطان افتاد، بضرورت سلطان با ايشان صلح كرد، ونسابه طغرل داد، ودهستان به داود، وفراوه [1] به يبغو. وسلطان بطرف بلخ رفت، وهندوستان به پسر خود سلطان مودود داد، در شهور سنه تسع وعشرين واربعمائه سلجوقيان شهرهاء كنار بيابان، چنانچه مرو وسرخس بگرفتند، وخراسان التماس نمودند. سلطان سباشى حاجب [2] را با لشكر گران بدفع ايشان فرستاد، ميان ايشان مصاف شد سلطان منهزم گشت، وسلجوقيان بر خراسان مستولى گشتند، وابراهيم ينال [3] را به نشاپور فرستادند تا ضبط كرد، ودر عقب او طغرل به نشاپور آمد وبتخت نشست وپادشاه شد، وخطبه بنام او گفتند، وداود را به سرخس فرستاد، ويبغو را نامزد مرو كرد، وخراسان در ضبط گرفتند، واز تصرف بندگان مسعودى يك نصف از آن مملكت برفت. والسلام.

الثانى داود جغربيگ بن ميكائيل

چون داود از خدمت برادر خود بضبط كردن مرو وسرخس آمد، وسلطان به بلخ بود، رسولى بنزديك او فرستاد تا مگر اصلاح پذيرد، داود در حوالى مرو بود با لشكر خود، وتمامت دليريها او ميكرد، بدر مرو رفت، سحرگاه بود ومقرى بالاء مناره اين آيت ميخواند: يا داود انا جعلناك خليفة في الارض فاحكم بين الناس [4] . چون نام خود شنيد پرسيد از دانايى كه معنى اين چه باشد؟ چون باو باز گفتند، بار ديگر شمشير بر كشيد، ودر عقب حشم سلطان كه در مرو بود برآمد، وجمله را در زير تيغ آورد. درين وقت كه رسول سلطان از بلخ بنزديك او آمد، مقرى بود آنجا اين آيت بر خواند كه: تؤتي الملك من تشاء [5] . رسول سلطان مسعود او را ديد

[1] اصل: قرات، پ: فراط، اما فراوه ثغريست در بيابان غرب خراسان در ميان كوه (اصطخرى) .

[2] اصل: ساسى. راورتى سياسى. گرديزى (ص 54) ابن اثير (9: 190) . سباشى. اخبار الدوله وپ: سوباشى

[3] اصل: ابراهيم نيال به نون اول. راورتى: ابراهيم نياليه نوشته وگويد كه ابراهيم پسر نيال برادر مادر طغرل بود. ابن اثير (9: 191) كان ينال واسمه ابراهيم اخا طغرلبك وداود لامهما، اخبار الدوله: ابراهيم بن ينال.

[4] قرآن، ص 26.

[5] قرآن، آل عمران 25.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت