فهرس الكتاب

الصفحة 281 من 964

و بگرفت، واز آنجا بازگشت بجانب كابل آمد، وآن فتح در شهور سنه ست وخمسين ومائتين بود، آنگاه بسجستان آمد، پس بهراة شد، وبعد از قتال بسيار بگرفت، وبعد از ان بادغيس [1] وفوشنج وجام وباخرز [2] بگرفت. پس به سجستان باز آمد.

بعد از آن لشكر به نشاپور برد وبگرفت بى جنگ در شهور سنه تسع وخمسين ومائتين. محمد طاهر حسين [3] را با جمله خزاين واتباع قيد كرد. پس به گرگان وطبرستان شد، ومال بسيار بستد وباز گشت، وبرادر خود عمرو ليث را والى هرات كرد، كه در سنه احدى وستين [4] ومائتين مردى درين وقت از امراء محمد طاهر بيرون آمد، ومحمد طاهر را از قيد مخلص كرد، ومحمد بنزديك أمير المؤمنين الموفق باللّه رفت. يعقوب بار ديگر لشكر بعراق برد، ودر مراجعت از عراق بموضعى رسيد، كه آنرا جنديشاپور [5] گفتندى، در سنه خمس وستين ومائتين از علت قولنج درگذشت، ومدت پادشاهى او چهارده سال بود. والسلام

الثانى عمرو ليث

چون يعقوب ليث صفار رحلت كرد، واز دار فنا بدار آخرت خراميد عمرو ليث برادرش بخدمت أمير المؤمنين الموفق باللّه عرضه داشت به مطاوعت وامتثال بنوشت، وايالت فارس وگرگان وسجستان وخوراسان [6] التماس نمود، واز حضرت خلافت ملتمس او به وفا پيوست وعمرو از جبال عراق با لشكر خود، وبرادر خود بجانب سجستان مراجعت نمود واز آنجا بطرف هراة آمد. واين حال در شهور سنه ست وستين ومائتين بود، واز آنجا بطرف نشاپور رفت، وخجستانى [7] كه يكى از امراء محمد طاهر بود، ومحمد طاهر از دست صفاريان مخلص گردانيده بود، درين وقت به گرگان بود، پيش از عمرو به نشاپور باز آمد ورافع هرثمه از مرو بدو پيوست. در نشاپور با عمرو مصاف كردند

[1] اصل: باده غيس

[2] اصل: باخرر

[3] كذا. اين محمد چنانچه گذشت پسر طاهر بن عبد الله بن طاهر بن الحسين است

[4] گرديزى: رجب 263 ه، ابن خلكان (2: 473) : رجب 262 ه

[5] ابن اثير (7: 129) : چون به جنديساپور از كور اهواز رسيد در 9 شوال بمرد. گرديزى وتاريخ سيستان كذا، ترجمه راورتى: خنده شاپور. اصل: هنده. پ: احده شاپور.

[6] كذا في الاصل.

[7] اصل: وخجستان.

و الصحيح خجستانى، وهو احمد بن عبد الله الخجستانى، ديده شود طبرى ج 3 وتاريخ سيستان ص 236

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت