فهرس الكتاب

الصفحة 907 من 964

حديث مراجعت چنگيزخان بجانب تركستان ورفتن چنگيزخان بدوزخ[1]

ثقات چنين روايت كردند: كه چنگيزخان به وقتى كه در خراسان آمده بود پنجاه وپنج ساله [2] بود، مردى بلند بالا قوى بنيت شگرف [3] جثه وموى روى [4] كشيده [و] سپيد شده گربه چشم در غايت جلادت وزيركى، وعقل ودانائى، وهيبت وقتال، وعادل (؟) وضابط وخصم شكن ودلير، وخون ريز وخونخوار. واين معنى بر همه عالميان ظاهر است، كه او را چندين معنى عجيب بوده است اول آنكه مكر واستدراجى داشت [و] گويند بعضى از شياطين با او يار بود [ه ا] ند، وهر چند روز او را غشى افتادى ودران بيهوشى هر چيزى [5] بر زبان راندى، وآن حال چنان بودى، كه در اول ظهور آن [6] حادثه كه او را افتاده بود، وآن شيطان [7] مستولى او را از فتوح خبر داده [8] آن جامه وقبا كه در اول روز داشته بود وپوشيده، همان جامه وقبا را در جامه دان نهاده [بود] ومهر كرده، با خود مى گردانيد، وهر گاه كه او را آن حال پيدا ميشد، وهر حادثه وفتوح وعزيمت وظهور خصمان، وشكست وگرفتن ولايت كه خواسته بودى، همه بر زبان او رفتى، يك كس جمله را در قلم گرفتى، ودر خريطه كردى، ومهر بران نهادى.

چون چنگيزخان بهوش باز آمدى يك يك را بر وى ميخواندندى، وبران جمله كار ميكردى، واعم واغلب بلكه تمام آن بودى كه راست آمدى، ديگر آنچه علم شانه گوسفند نيكو دانستى، پيوسته شانه بر آتش نهادى، وهمى سوختى، وعلامات شانه برين طريق در مييافتى بخلاف شانه شناسان بلاد عجم، كه در شانه نظر كنند، وسه ديگر [9] چنگيز خان در عدل چنان بود، كه در تمام لشكر گاه هيچ كس را امكان نبودى، كه تازيانه افتاده از راه برگرفتى جز مالك آن را. ودروغ ودزدى در ميان لشكر او خود كس نشان ندادى، وهر عورت را كه از

[1] مط: ورفتن او بدوزخ. مب: وفوت او

[2] راورتى: 65 ساله، در يكى از نسخ مط:

نود ساله

[3] اصل: به نيت وجثه

[4] مب: موى كشيده

[5] مط ومب: خبرى

[6] مط ومب:

اين

[7] مط ومب: شياطين

[8] مط ومب: دادندى

[9] مط ومب: ديگر آنكه

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت