فهرس الكتاب

الصفحة 162 من 964

بن كسرى بن يزدجرد بن شهريار بود، ذكر او در كتب قدماء بود بدين وجه كه:

يا .... [1] الكنوز ويا ساجدا بالاسحار كانت ولايتك رحمتى ووفاتك فتنة فنبشوك فصلبوك. معنى چنان باشد: اى پراگنده كننده گنجها! واى سجده كننده در اسحار! ولايت تو رحمت بود، وفات تو فتنه بود، ترا از گور بركشند وبياويزند، ومدة عمر او چهل سال بود. وفات او بيستم ذى الحجه سنه ست وعشرين ومائه بود، ولايت او پنجاه ودو روز بود. چون مروان محمد مروان حكم كه او را مروان حمار گفتندى، بامارت بنشيت او را از خاك بيرون كشيدند وبياويخت، عليه الرحمة والغفران، والسلام على من اتبع الهدى.

الثالث عشر ابراهيم بن وليد

كنيت او ابو اسحاق بود، روزى كه برادرش در گذشت او را بيعت كردند، بعد ازو برادر او، وعبد العزيز بن الحجاج بن عبد الملك، بمروان محمد بن مروان الحكم بيعت كردند، ومروان والى بلاد جزيره بود، ودعوت خلافت ميكرد لشكر به غوطه [2] دمشق آورد، مروان با سليمان بن هشام بن عبد الملك، كه فرستاده ابراهيم بود، مصاف كرد، ومروان او را بكشت. ابراهيم وليد بيامد وخود را از ولايت خلع كرد، در بيعت مروان درآمد، ومدت ايالت او هفت روز بود، وبروايتى هفتاد روز، ومدت سه ماه كار امارت مضطرب بماند تا بر مروان قرار گرفت، وابراهيم در سر آب [3] كه از ولايت جزيره است غرق شد، در صفر اثنى وثلثين ومائه.

[1] اين جمله عربى در اصل وپ سخت پريشانست وچنين نوشته شده: يا مسبوز (پ: منبور) الكنوز وما ساجدا بما لا سحار كانت ولايتك رحمتى (پ: رحمه) ووفاتك فتنه فنسبوك فصكبوك (پ: فصليوك) چون اين عبارت بى معنى بود، مطابق بترجمه فارسى اصلاح شد، اما بجاى مسبوز؟

نقاط گذاشتم، شايد صحيح آن منشر يا منشر باشد بمعنى پراگننده. ولى نبش شگافتن قبر است.

[2] اصل: عوطه. الكامل: غوطه. ياقوت گويد: ناحيه ايست كه دمشق در آنست، ومحيط آن هژده ميل است.

[3] كذا في الاصل. پ: از آب؟ در مراجع موجوده يافته نشد شايد فرات ويا به اضافت سر آب باشد. گزيده (ص 286) جاى غرق را فرات گفته است.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت