فهرس الكتاب

الصفحة 324 من 964

وتاجيك [1] بقتل رسانيد، واو را صيتى ونامى (از ان حاصل) شد، وممالك در ضبط او بود [2] ، ومدت نه سال ملك راند، ودر سنه احدى واربعين واربعمائه برحمت حق پيوست، ومدت عمر او سى ونه سال بود، والله اعلم [بالصواب] [3] .

السادس على بن مسعود ومحمد بن مودود بالشركه [4]

هر دو شاهزاده عم وبرادر زاده را تركان واكابر مملكت بتخت نشاندند [5] وهر كس كارى بر دست گرفت (و) چون ايشان را راى وتدبير وضبط [6] نبود، خلل بحال لشكر ورعايا راه يافت. بعد از دو ماه سلطان عبد الرشيد را به تخت نشاندند، وايشان را به قلعه باز فرستادند (و الله اعلم بالصواب) .

السابع عبد الرشيد بن محمود

سلطان بهاء الدولة عبد الرشيد بن محمود بن تخت نشست در سنه احدى واربعين واربعمائه، واو مرد فاضل وعاقل بود، واخبار سماع داشت، وروايت كردى [7] ، (اما) قوت دل وشجاعت چندان نداشت. چون تبديل [8] وتحويل مملكت متعاقب شد، سلجوقيان را از خراسان، طمع ملك غزنين افتاد، تخت خراسان به داود [9] در رسيد، والپ ارسلان پسرش لشكركشى پدر [10] شده عزيمت غزنين كردند، الپ ارسلان از طرف طخارستان با لشكر انبوه در آمد پدرش داود از راه سيستان به بست آمد. سلطان عبد الرشيد لشكر مستعد گردانيد وطغرل را كه يكى از بندگان محمود بود، ودر غايت جلادت برايشان سالار كرد، بطرف الپ ارسلان فرستاد، در پيش دره خمار [11] الپ ارسلان را بشكست، واز آنجا به [12] بست آمد بر سبيل تعجيل، چون با داود مقابل شد داود از پيش او برفت، واو در عقب او بسيستان رفت، وبيغو [13] عم داود را بشكست. چون چنين دو سه فتح او را برآمد بغزنين باز آمد

[1] مط: تازيك.

[2] در بعضى نسخ خطى: وهر كه بخون پدر او متهم بود جمله را بكشت وبغزنين باز آمد، واطراف ممالك پدر را ضبط كرد

[3] در حاشيه مط اسماى اولاد مودود چنين است: منصور، محمد، سليمان محمود. اصل: ندارد

[4] مط: با شركت هر دو

[5] مط: بنشاندند

[6] مط: وضبطى

[7] اصل:

كردند

[8] مط: تبديل

[9] اصل: بدو رسيده بود

[10] مط: لشكر كشى وبدره شده

[11] ر: 21

[12] مط: بجانب بست

[13] اصل: بيغر: مط وراورتى وراحة الصدور: بيغو.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت