فهرس الكتاب

الصفحة 395 من 964

از تن جدا كرد، وجمله خلق مصر وشام بر امارت ملك اسد الدين اتفاق كردند، واو ملك مصر شد وبتخت نشست، وعلويان مصر را بى تعرض بگوشه يى بنشاند، وخطبه همچنان بنام ايشان بود، وخبر اين فتح بشام فرستاد وممالك مصر را با سر حدها در ضبط آورد، ومدتى آنجا مقام كرد ودرگذشت. والسلام على من اتبع الحق. والله اعلم بالصواب.

الخامس سلطان صلاح الدين يوسف بن ايوب

پادشاه بس بزرگ بود وغزوها وجهاد بسيار كرد، وبا قياصره روم وكفار افرنج قتال كرده واو را اغلب بخشش ونصرت ربانى [1] وفتوح آسمانى در همه كارها يار بود وممالك شام ومصر وقدس وحجاز ويمن همه در ضبط او آمد. حق تعالى چون خواست، كه دين خود را نصرت كند، ودولت اسلام در آخر الزمان اعلان يابد، از هر دودمان پادشاهى بنده را برگزيده وابواب فتح بلاد كفر را بمفتاح جهاد او گشاده گردانيد، چنانچه در ممالك مشرق سلطان معز الدين محمد سام شنسبانى [2] غورى را به فتوح بلاد تا اقصى چين مخصوص كرد، ودر ممالك مغرب وديار شام، سلطان صلاح الدين يوسف كردى را بفتوح ديار مغرب وافرنج مخصوص گردانيد، تا فتوح بسيار بر دست او ظاهر شد، وملك مصر از دست علويان مصرى كه روس باطنيه قرامطه ايشان بودند، در ضبط خلفاء ابى العباس باز آورد. وقدس وعكه وفراوان از مملكت روم وفلسطين از دست كفار افرنج مستخلص گردانيد. حال او چنان بود: كه چون پدر او ملك ايوب بن شادى برحمت حق پيوست، او بخدمت عم خود ملك اسد الدين بود، چنانچه تقرير افتاده است در ذكر ما تقدم، ومدام ملازمت خدمت درگاه سلطان نور الدين كردى، وبرجوليت وچابكى وشهامت شهرت تمام يافته بود، ودر لعب صولجان وگوى باختن با سلطان حريف شده بود. يكى از ثقات چنين روايت كرد: كه روزى سلطان نور الدين گوى مى باخت، گوى ميان او وسلطان افتاد، بقوت وچابكى گوى از پيش سلطان بيك ضرب چنان ربود، كه از شدت زخم چوگان

[1] اصل: زبانى

[2] اصل: سنسبانى. پ: شام سيستان.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت