فهرس الكتاب

الصفحة 242 من 964

الطبقة الخامسه الأكاسرة

الاول نوشيروان بن قباد

چون بتخت نشست، هشتاد هزار مرد را در يك روز بكشت ودين زرتشت را بر قاعده شريعت او تازه كرد، وديوارى كه هرمز براى سرحد ميان عجم بر كشيده بود ونيم كاره مانده، تا به باب الابواب بكشيد وراه تركان خزر مسدود كرد وبا خلق خداى تعالى داد وعدل كرد، مدام به پرورش وآسايش رعيت ولشكر مشغول بود، كار دين ودنياء خلق بساخت ومهيا گردانيد، چون از ملك او پنج سال بگذشت، لشكر بروم برد، به انطاكيه رفت، وآن شهر بگرفت، وشكل آن شهر بر كاغذى نقش كرد، وبحدود مداين بران صورت شهرى بنا كرد، وروميه نام نهاد، واسراى [1] انطاكيه را آنجا ساكن گردانيد، واز انطاكيه به اسكندريه رفت وبگرفت وبه قسطنطنيه رفت، وملك آن شهر خراج قبول كرد، از آنجا به خزران [2] تركستان رفت، وخلق را بكشت، وخراب كرد، واز آنجا بازگشت به يمن رفت، آن ملك مطيع او شد، با خاقان تركستان قرابتى كرد ودختر او بخواست. بعد از آن يك سال از خاقان مدد خواست، با ملك هياطله وتركستان وقفچاق وطخارستان قتال كرد، واو را بكشت. وكينه جد خود فيروز باز خواست، وهمه شهرها خراب كرد، وبما وراء النهر وفرغانه رفت وبه مداين باز آمد، ولشكر به سرانديپ فرستاد، وبر مملكت هند خراج مقرر كرد تا حد مغرب بگرفت وهيچكس را از ملوك عجم آن سلطنت (و) ملك نبود كه او را بود. بعد از بيست سال از ملك او، ولادت پدر مصطفى عليه السّلام بود عبد الله بن عبد المطلب.

چون چهل سال از ملك او بگذشت، ابرهه از حبشه پيل آورد، تا كعبه را خراب كند. هم درين سال ولادت مبارك سيد انبياء بود عليه السّلام والتحيه چنانچه فرموده است كه: ولدت في زمن الملك العادل انوشيروان [3] .

و اين نوشيروان پادشاه نيكو سيرت بود، او را همين مدح پيغامبر كه ملك عادل

[1] اصل: وسراى

[2] اصل: به حرزان، كه صحيح آن حرران است وناحيتى بود در شرق خزر (حدود العالم)

[3] اصل: ولادت في زمن ... اين حديث در صحاح نيامده ولى شهرت زياد دارد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت