امير سبكتگين مرد عاقل وعادل وشجاع ودين دار ونيكو عهد وصادق قول [1] وبى طمع از مال مردمان، ومشفق بر رعيت ومنصف بود، وهر چه در امر او ملوك از اوصاف حميده ببايد [2] ، حق تعالى جمله او را كرامت كرده بود، ومدت ملك او بيست سال بود، وعمر او پنجاه وشش سال بود، ووفات او بحدود بلخ به ديه مدر روئى [3] بود، در سنه سبع [4] وثمانين وثلث مائه.
والله اعلم (بالصواب) .
الثانى السلطان الاعظم يمين الدولة محمودالغازى [5]
السلطان الاعظم يمين الدولة، نظام الدين ابو القاسم محمود بن سبكتگين انار الله برهانه. سلطان غازى محمود پادشاه بزرگ بود، اول كس را كه در اسلام از پادشاهان بلقب سلطانى خطاب كردند او بود از دار الخلافة [6] .
ولادت او در شب عاشور [7] سنه احدى وسبعين وثلث مائه بود، در هفتم سال از ولايت بلكاتگين [8] . وپيش از ولادت او بيك ساعت، امير سبكتگين بخواب ديده بود: كه در ميان خانه او را از آتشدان درختى برآمدى وچنان بلند شدى، كه همه جهان در سايه او پوشيده گشتى. از فزع اين [9] خواب، چون بيدار شد دران انديشه بود، كه تعبير چه باشد؟ مبشرى [10] درامد وبشارت داد: كه حق تعالى ترا پسرى داد. سبكتگين شادمان گشت وگفت: پسر را محمود نام كردم، وهم دران شب كه ولادة او بود، بتخانه ويهند (كه در حدود پرشاور بود)
[1] مط: صادق القول
[2] مط: وهر چه ولادت وامراء وملوك را از اوصاف حميده ببايد.
[3] اصل: ديه بربل مدورى. مط: برمل مدورى. راورتى از روى اختلاف نسخ: مادر وموى بارمل ماد روى، مد روى. در يكى از نسخ خطى: ترمز. چون اين نام شرحى لازم دارد به تعليقات آخر كتاب رجوع شود (ر: 19) .
[4] اصل: ست. مط وراورتى وقول جمهور: سبع.
[5] اسماى اولاد محمود در اصل ومط مانند متن است، اما راورتى: اسماعيل، نصر، محمود، حسين حسن، يوسف
[6] مط: كردند از دار الخلافه محمود بود
[7] مط: ولادت او شب عاشورا.
[8] مط. در هفتم سال از زمان امير ملكاتگين
[9] مط: آن
[10] مط: كه مبشرى.