فهرس الكتاب

الصفحة 929 من 964

بعد آنچه [1] كفار بسيار بدوزخ رفته بود، چنانچه پيش ازين تحرير يافته است [2] .

ملك تعالى سلطان اسلام را در مسند جهاندارى باقى وپاينده داراد، آمين» [3]

حديث نامزد كردن لشكرها(ى)مغل بطرف غور وغزنين ولهاور[4]

اوكتاى چون بتخت بنشست، حشمها بر طرف غور وغزنين نامزد كرد، وطاير بهادر، بر در (شهر) سيستان جلادت بسيار نموده بود [و] او در ورطه يكى بود [5] ، از نوينان بزرگ، وآن مغل در جنگ [6] سيستان بدوزخ رفت. بفرمان اوكتاى طاير بهادر مهتر وفرمانده آن طايفه مغل شد، بجاى آن مغل بزرگ كه بدوزخ رفت.

چون از سيستان بخراسان آمدند، انبان [7] نوئين ونكو در نوئين ولشكرها كه بطرف غور وخراسان بودند، بطرف غزنين آمدند، وپيش ازين ملك [8] حسن قرلغ (را) از بنيان [9] مستأصل كرده بودند، وبا او مالى قرار افتاده وچندانچه [10] ميخواستند (كه) ملك سيف الدين حسن [11] قرلغ را بدست آرند، ميسر نمى شد، تا در شهور سنه ست وثلاثين وستمائة، ناگاه بر ملك سيف الدين حسن قرلغ زدند، واو منهزم از كرمان وغزنين وبنيان بجانب بلاد ملتان وزمين سند آمد، ودر ان وقت تخت هندوستان به سلطان رضيه طاب ثراها دختر سلطان شمس الدين نور الله مرقده آراسته بود، پسر مهتر ملك حسن قرلغ بخدمت دهلى پيوست، واز راه عاطفت ولايت برن بدو مفوض شد، مدتى بود ناگاه عطف كرد، وبى اجازت حضرت

[1] مط ومب: آنكه

[2] مط ومب: بتحرير پيوسته است

[3] جملات بين « .... » در مب نيست،

[4] اصل: دهاور

[5] كذا در اصل ومط ومب:

[6] راورتى:

در جنگ اوك سجستان، همين اوك يا اوق جائى بود بين بست وغزنه (اصطخرى ص 250)

[7] كذا در اصل وراورتى، مط ومب: اينان، راورتى گويد كه در نسخ خطى انبان، اينان، انيان ايتان، ابتان، استان هم آمده

[8] راورتى: ملك سيف الدين حسن قرلغ،

[9] ر: 43

[10] مط ومب: قرار يافت وچندانكه

[11] حسن در مب نيست-

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت