الخامس اتابك ابو بكر بن سعد
اتابك ابو بكر پادشاه بزرگ بود، وممالك فارس در ضبط آورد، چون اتابك سعد را سلطان محمد خوارزمشاه بتخت فارس باز فرستاد، بران قرار كه يك نصف ممالك فارس اتابك سعد را باشد، ويك نصف سلطانرا وبجهت آن يك نصف امير حاجى اختيار الملك نشاپورى را با وى بفرستاد اتابك ابو بكر وهر دو برادر او تهمتن وسنقر شاه با لشكر فارس پيش پدر باز آمدند، كه مملكت خود را بدست خصمان خود ندهيم. چون مصاف راست شد، اتابك سعد شمشيرى بر روى پسر خود اتابك ابو بكر زد، ومصاف پارسيان شكسته شد، واتابك سعد، ابو بكر را قيد كرد. چون اتابك سعد برحمت حق پيوست، اتابك ابو بكر را از قيد بيرون آوردند وبتخت فارس نشاندند. ممالك پدر وجد خود در ضبط آورد، وخصمان را مالش داد، وبعد از مدتى لشكر بطرف بحر فرستاد ودار الملك كيش [1] را وبحرين وهرمز بگرفت، ويك برادر را بنزديك كفار مغل فرستاد، وبه آن جماعت صلح كرد وخراج ومال پذيرفت، وتن دران عار داد، خراج گذار كفار چين گشت، وبا دار الخلافت مخالفت كرد، تا بدين غايت كه اين تاريخ در قلم آمد، حال برين جمله بود. حق تعالى سلطان السلاطين اسلام را، وملوك وخاقان درگاه او را در جهاندارى وحق گذارى باقى وپاينده داراد. بمحمد وآله الامجاد.
الفرقة الثالثة ملوك نشاپور
الاول الملك المؤيد السنجرى
ملك مؤيد بنده ترك سلطان سنجر بود، وملك نشاپور وبلاد آن طرف داشت چون جام وبا خرز وسنگان [2] وجاجرم وسيران [3] وشارستان وجوزجان وديگر شهرها كه از مضافات نشاپور است، او ملك نيكو سيرت بود چون عهد دولت سنجرى به آخر شد، ملك مؤيد با شاه خوارزم وملوك عراق
[1] راورتى گويد كه كش يا كيش را جغرافيون قديم شهرى نوشته اند كه در يكى از جزاير بحيره فارس (هرمز) بالاى كوهى واقع بود، ياقوت گويد: كيش هو تعجيم قيس جزيره في وسط البحر تعد من اعمال فارس، لان اهلها فرسر.
(معجم 7: 306)
[2] اصل وپ: شكان راورتى: شنگان، سنگان، شگان باختلاف نسخ. بقول ياقوت وحدود العالم سنگان يا سنجان از شهركهاى حدود نشاپور بود
[3] كذا في الاصل. راورتى باختلاف ضبط نسخ:
سبراس، سبراش، سيران وشيران نوشته، شايد سيراين باشد كه شهرى بود در خراسان (حدود العالم) .