فهرس الكتاب

الصفحة 771 من 964

رسيد، در ميان تركان (از) حضرت، بطرف هندوستان عزيمت فرمود [1] چون تركان را بازآوردند، او هم در فوج ايشان، بحضرت باز آمد، وروزى چند محبوس بود، ونامرادى بر روى مبارك او رسيد، وحكمت در ان [2] معنى تواند بود (و الله اعلم) تا اندازه رنج محنت زدگان بشناسد، چون بدولت [و] فرماندهى برسد بر ان [3] جماعت رحمت فرمايد، وشكر نعمت فرماندهى بگذارد.

حكايت[4]

آورده اند كه پادشاهى بود، در اوج دولت، وشرف سلطنت، او را پسرى بود در نهايت جمال وكياست، ورشد ونزاهت. آن پادشاه فرمان داد، تا هر كجا كه دانائى وزيركى وعالمى وكاملى باشد، [5] بجهت (تعليم) آن پسر جمع كردند ويكى را از ان كاملان كه در همه انواع فضل وعلم واصناف عقل وهنر، بر همه فايق وراجح بود برگزيد، واو را به تعليم آن قرة العين [6] خود نصب كرد، وفرمود كه ميبايد تا [7] اين فرزند به تفهيم وتعليم (و تلقين) وتمكين تو همه حقايق ملت، ودقايق دولت، ورموز عقل، وكنوز نقل، وشرائط ملكدارى، وطريق [8] بختيارى، وامور رعيت پرورى، وسنن عدل گسترى را ضبط كند، وبر مجارى ومطاوى [9] از جمله [10] وقوف يابد.

آن كامل روى قبول بر زمين خدمت نهاد وبكار مشغول گشت، چون مدت تعليم بسر آمد وزرع تفهيم ببر آمد [11] آن فرزند كه ثمره شجره ملك [دارى] بود بهمه انواع تزيين يافت. پادشاه را از حال كمال فرزندش اعلام دادند، فرمود: كه آن استاد را فردا بامداد بدرگاه سلطنت حاضر بايد شد، وشهزاده را حاضر بايد كرد [12] تا انواع (در) هنر را كه تعليم گرفته است، در سلك عرض كشد، چنانچه همه خواص وعوام را كمال عقل وجمال علم، واحوال كياست، وافعال فراست [13] پسر من ظاهر (و روشن) گردد چون آن [14] فرمان صادر شد (آن) استاد سه روز از [خدمت] پادشاه مهلت خواست.

[1] مط: كرد

[2] مط: در اين معنى

[3] مط: بدان

[4] اصل: الحكايت

[5] مط: بود

[6] مط قره عين

[7] اصل: كه اين

[8] مط: طرايق

[9] اصل: محادى وبطاوى

[10] مط:

آن جمله،

[11] مط: برآمد

[12] مط: بايد گردانيد

[13] اصل: حراست

[14] مط: اين

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت