الطبقة الرابعة عشر ملوك نيمروز وسجستان
الحمد لله الذى جعل قلوب انبيائه كنوزا، وصدور اوليائه لكنوز محبته محوزا. والصلاة على محمد الذى قدر بعثه لختم الرسل بروزا، وعلى آله واصحابه ظهورا ورموزا.
اما بعد چنين گويد: بنده ضعيف ترين بندگان سبحانى، منهاج سراج جوزجانى عصمه الله عن التوانى، كه چون اين طبقات باسم سلطان معظم شهنشاه سلاطين ترك وعجم ناصر الدنيا والدين ابو المظفر محمود بن السلطان التتمش خلد الله ملكه وسلطانه وعظم شانه نبشته مىيد، كه ذكر ملوك وطبقات ايشان در قلم مىيد، ملوك نيمروز كه پادشاهان عالم وعادل بوده اند وملوك فاضل غريب نواز، واز عهد سنجرى تا بدين عهد كه آن ممالك بتعدى وتاراج كفار چين خراب شد، آن ممالك بشكوه وعدل وشهامت وبذل ايشان مزين بود، خواستم تا قدر امكان آنچه سماع بود، وآنچه مشاهده افتاد در قلم آرم، تا ناظران را ومولف را، وآن ملوك را ذكر خير باقى ماند، ودعاء اين پادشاه موجود باشد واوصافى كه نسب ايشان از امراء ما تقدم در تاريخ بصحت معلوم نشد. حق تعالى بر همه رحمت كناد، ودولت سلطان جهان ناصر الدنيا والدين، سلطان السلاطين را مخلد داراد.
الاول طاهر بن محمد
ثقات چنين روايت كرده اند: كه چون دور سلطنت محموديان بخاندان سلجوقيان نقل شد وامرائى كه در كورند [1] سيستان بودند قوت گرفتند، بخدمت سلاطين الب ارسلان وملكشاه پيوستند، وممالك نيمروز در تصرف ايشان آمد، وآن بلاد را ضبط كردند، چون تخت سلطان بفر همايون سنجرى تزيين يافت، ممالك نيمروز بامير طاهر رسيد، در خدمت آن حضرت آثار اخلاص نمود، وسرائى در سيستان كه در امارت بود بنا فرمود، ورسوم ملك دارى وضع كرد
[1] كذا در اصل وپ. بظن قوى بايد كور باشد كه جمع كوره است بمعنى ناحيت واين معرب خوره پهلويست كه در زمان قبل از اسلام، مملكت را به كورتها يعنى ولايات تقسيم ميكردند.