فهرس الكتاب

الصفحة 654 من 964

كه هيچ [يك] از ابناء جنس، مثل آن نيافته بودند، تقبل الله منهم.

ودر ماه رجب از طرف بالا، خبر لشكر كفار مغل رسيد كه بطرف اچه آمده اند، وسر آن جماعت منكوته [1] لعين بود. سلطان علاء الدين بر عزيمت دفع كفار [2] ، لشكرهاء اسلام، از اطراف جمع كرد، وچون بكنار آب بياه رسيد، كفار از پاى اچه برخاستند، وآن فتح برآمد، كاتب حروف در خدمت درگاه بود، در ان سفر جمله عقلا وارباب بصيرت اتفاق كردند: كه مثل آن لشكر وجمعيت در سالهاء گذشته هيچكس نشان ندهد [3] . چون خبر كثرت لشكر اسلام واستعداد به لشكر كفار رسيد منهزم بطرف خراسان (باز) رفتند، ودران لشكرى جماعت ناكسان در خفيه بخدمت سلطان علاء الدين راه يافته بودند، واو را بر [4] حركات (و سكنات) نامحمود باعث ومحرض ميبودند. چنانچه قتل واخذ ملوك در طبيعت او جاى مى يافت، وبران مصمم مى بود، جمله طبيعت ستوده او، از سنن پسنديده بگشت وبطرب لهو وعشرت وشكار، بافراط [5] ميل كرد، تا بحديكه فساد بملك سرايت كردن گرفت، ومصالح مملكت مهمل مى ماند. ملوك وامراء اتفاق كردند، وبخدمت سلطان ناصر الدين (خلد الله ملكه وسلطانه) در خفيه مكتوبات ارسال كردند (و) وصول ركاب همايون التماس نمودند، چنانچه بعد ازين بتقرير انجامد. انشاء الله تعالى.

روز يكشنبه بيست وسيوم ماه محرم سنه اربع واربعين وستمائة سلطان علاء الدين محبوس شد، وهم دران حبس برحمت حق تعالى پيوست، ومدت ملك او چهار سال ويك ماه [6] ويك روز بود، حق تعالى پادشاه ما را بر تخت پادشاهى سالهاء بسيار باقى وپاينده داراد. آمين.

السابع السلطان المعظم ناصر الدنيا والدين [ابو المظفر] محمود بن السلطان

سلطان معظم ناصر الدنيا والدين محمود بن السلطان قسيم امير المؤمنين را

[1] راورتى: منگوته يكى از مآخذ مط: منكونه پ: منكوبه. اما منكوته از رجال معروف دربار چنگيز بود

[2] مط: دفع لشكر مغل

[3] مط: نداد

[4] مط در حركات

[5] اصل: يا فرات

[6] متن مط: چهار سال ويك ماه حاشيه مط: چهار سال ويك ماه ويك روز. راورتى: 4 سال ويك ماه.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت