فهرس الكتاب

الصفحة 174 من 964

وسبب آن بود: كه ابو العباس شمشير در ميان نهاده بود، كه هر كه آن شمشير بر دارد، ومروان را بكشد، خلافت بعد از من او را باشد، وعبد الله بن على، عمش آن شمشير بر گرفته بود. درين وقت ابو مسلم ابا جعفر را نصرت كرد، وعبد الله را بگرفت وبه نزديك ابو جعفر فرستاد، تا در حبس بمرد. بموضع بغداد آمد وبغداد بساخت، وآن را مدينة السلام [1] نام نهاد، ولايت او بيست ودو سال بود كم سه روز، فوت او بمكه بود در سنه ثمان وخمسين ومائه، پيش از ترويه سه روز، به حجون [2] دفنش كردند، ومدت عمر ابو جعفر منصور شست وسه سال بود.

كنيت او ابو عبد الله بود، ولادت او در سنه احدى وعشرين ومائه، واو بزرگتر فرزندان منصور بود، ومادر او ام موسى بنت منصور الحميرى بود، منصور پيش از ترويه بيك روز فوت شد، مهدى را روز ترويه در سنه ثمان وخمسين ومائه سى وهشت ساله بود كه بيعت كردند، واو را اوصاف حميده بسيار بود، رد مظالم كرد، وهر پنج نماز بجماعت حاضر شدى، وجمله خزاين كه پدرش منصور جمع كرده بود، همه را در خيرات صرف كرد، ومسجد حرام را وسيع گردانيد، ودر عرصه عمارت آن بقعه مبارك در افزود، ودر سالى كه به حج رفت، هشتاد هزار درم نقره نفقه كرد، ماوراى آنچه از يمن ومصر خرج كرد، وبيمارستانها به جهت بيماران ومعلولان بنا نهاد، وپسرش هادى بن مهدى با صد هزار سوار مواجب خوار، وراى حشرى واتباع واهل سوق ببلاد روم فرستاد، واز كفار روم چهل پنج هزار مرد را بدوزخ فرستاد وچندان غنايم بدست آورد، كه اسپى بدرمى، وزرهى بدرمى، وبيست شمشير بدرمى شد، واز غنايم وجزيه هر سال هفتاد هزار دينار زر بر اهل روم مقرر شد، وحكيم مقنع در عهد او خروج كرد، ومذهب تناسخ ظاهر گردانيد واو مرد يك چشم بود از ولايت مرو. مهدى حشم خراسان را نامزد قلعه او كرد، بحدود كش او را محصر گردانيدند وبكشتند، وسر او به نزديك مهدى فرستادند. وفوت مهدى در رى بود، روز پنجشنبه بيست ودوم ماه محرم، سنه تسع [3] وستين ومائه.

[1] اصل: اسلام

[2] اصل: حجرم پ: محجوم. ياقوت: حجون، جبل بأعلى مكه وعنده مدافن.

[3] الكامل: كذا مسعودى: سبع وستين ومائه.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت