و پيغامبر بود، چون قابيل از پس پيرى آتش پرست شده بود، اولاد او بران رفتند، وخمر مى ساختند وميخوردند، ونكاح از ميان برداشتند، وهر كسى دعوت غيب گفتن گرفت، وكاهن بسيار شدند، وآنرا مذهب ساختند، ايزد عز وجل مهتر ادريس را فرستاد بر ايشان، وعلم نجوم داد، واو را بفرمود تا خلق را به صحيفهاى [1] مهتسر شيث دعوت كرده، وشش صد وپنجاه سال بود، كه به آسمان رفت، واول كسى كه جامه دوختن بيرون آورد او بود، اول كسى كه بقلم خط نوشت او بود، نبوت خود بمعجزه علم رمل بر قوم خود ثابت كرده، تا به نبوت او گرويدند، وباتفاق منجمان، دقايق ودرجات، ودوران فلكى، در استخراج، در وقت نبوت او بود واو را بزبان يونان هرمس هرامسه خوانند، وعلم حكمت ازو روايت كنند، وعلماء قصص چنين گويند كه او را فرزندى بود، از غايت علم وكياست وصباحت، در جوانى وخردى از دنيا برفت، از براى آن فرزند اضطراب نمود، حضرت عزت او را مخير كرد، ميان زنده شدن فرزند وميان عمر دراز، او دراز زندگانى اختيار كرد، واو را بعد از آنكه مرگ برسيد، بر سبيل امتحان شربت وار بچشيد، وبه صدر [2] جنت بردند، وامروز او آنجاست، ودر شب معراج، مصطفى عليه السّلام، او را ديده است، والله اعلم الواقع.
متوشلح [3] بن اخنوخ
مادر متوشلح را بركيا [4] نام بوده، بنت كسرجيل بن خويلد بن آدم عليه السّلام وپس از هفت صد سال او را فرزندى آمد، وپس از ولادت پسر خود، دويست سال بزيست، وعمر او نهصد ونوزده سال بود، بر سنت آباء رفتى عليهم السلام، وفرزندان را بصلاح وعفت ارشاد كردى، واز تعدى وظلم اجتراز فرمودى، والله اعلم.
مادر لمك [5] را عريا نام بود [6] بنت عرايل بن متوسل بن حير بن شيث، ولمك
[1] اصل: بصحيفاى
[2] اصل: وصدر جنت
[3] در تورات سفر تكوين اصحاح 5 متوشالح آمده ودر اصل در آخر آن خاى منقوطه است، آثار الباقية: متوشالح، تاريخ سيستان: متوشلخ، مسعودى: متوشلح.
[4] طبرى: هدانه بنت باويل، تاريخ سيستان: بروحا
[5] در اصل عوض لمك، ملك هم آمده، ولى باستناد تورات (تكوين- اصحاح 5) ومسعودى (ج 1 ص 22) ومجمل (ص 186 - 228) وآثار (ص 73) لمك است، كه باتفاق ارباب قصص پدر نوح بود، ومزار مهتر لمك در لغمان سمت مشرقى افغانستان مشهور است.
[6] طبرى: عربا بنت عزرائيل