فهرس الكتاب

الصفحة 531 من 964

و از هر دو سلطان مهتر بود، ومادر سلطان بهاء الدين سام بن محمد بود، چون سلطان شمس الدين بتخت باميان بوصيت پدر واتفاق امراء بنشست سلطان غياث الدين او را تشريف فرستاد، واعزاز وافر واجب داشت، ممالك طخارستان تمام در ضبط او آمد [1] ، وبعد از ان شهر بلخ وچغانيان ووخش وجروم [2] وبدخشان وجبال شغنان [3] در تصرف او آمد، بهر طرف لشكر كشيد، وبر جمله آن بلاد نافذ امر شد ودر سالى كه سلاطين غور وغزنين، بدفع سلطان شاه خوارزمى بولايت رود بار مرو لشكر كشيدند سلطان شمس الدين (محمد) بفرمان سلطا (نا) ن، لشكر باميان وطخارستان بخدمت ايشان آورد، وچون سلطانشاه منهزم شد، ملك بهاء الدين طغرل هرات كه بنده سنجر بود، واز هرات منهزم به سلطانشاه پيوسته بود، درين مصاف بندست لشكر باميان افتاد، او را بكشتند وسر او بخدمت سلطان غياث الدين آوردند، سلطان غياث الدين را عظيم موافق افتاد دفع او (و) درين روز لقب شمس الدين سلطان شد وچتر سياه يافت، وپيش ازين پدرش ملك فخر الدين چتر [4] نداشت، وخطاب او شمس الدين بود، چون چتر يافت سلطان خطاب شد، واز غياث الدين ومعز الدين، كه پسران عم او بودند اعزاز بسيار يافت، وحق تعالى او را فرزندان شايسته داد، وشش پسر كرامت كرد (و مدتها ملك طخارستان در ضبط بندگان او بماند، وعلماى بزرگ را تربيت كرد) ودر ممالك او سكونت ساختند [5] ، وبا رعايا عدل واحسان ورزيد [6] ، ودر نيكونامى برحمت حق پيوست، وبعد ازو ملك بسلطان بهاء الدين سام رسيد.

الثالث السلطان بهاء الدين سام (محمد) [7]

سلطان بهاء الدين سام پادشاه بزرگ بود وعادل وعالم پرور وعدل گستر ودر عهد او اتفاق علماء عالم بود، كه هيچ پادشاه مسلمانى ازو عالم پرورتر نبود

[1] مط: در ضبط آورد

[2] مط: خروم.

[3] اصل: سفبان؟

[4] مط: وپيش از ان ملك فخر الدين واو چتر نداشتند

[5] اصل: كرامت كرد كه در ممالك غور سكونت ساخت

[6] اصل: برزيد

[7] راورتى: سلطان بهاء الدين سام بن سلطان شمس الدين محمد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت