فهرس الكتاب

الصفحة 532 من 964

بدان سبب كه مجالست ومكالمت [1] ومذاكرات او با علماى فرق [2] بود، واو از هر دو طرف شنسبانى بود، ومادر او حره جلالى دختر سلطان بهاء الدين [سام] خواهر مهتر هر دو سلطانان [رحمهم الله] بود.

قاضى تاج الدين زوزنى كه ملك الكلام عصر خود بود، در ميان سراى او عقد تذكير [3] كرد، در اثناء دعاى سلطان گفت: چه جلوه گرى كنم عروس ملكى را كه روى سلطنتش دو خال [4] باشد، يكى غياث الدين ودوم معز الدين رحمهم الله عليهما.

فى الجمله حسن اعتقاد [5] آن پادشاه، در حق علماء اسلام، زيادت از آن بود كه در دايره تحرير گنجد. علامة الدنيا فخر الدين (محمد) رازى رحمه الله، رساله بهائيه باسم او تأليف كرد [ه است] ومدتها در ظل (رأفت و) حمايت او بود وشيخ الاسلام ملك العلماء جلال الدين ورسل [6] رحمة الله عليه در عهد او بمنصب شيخ الاسلامى خطه بلخ رسيد. مولانا افصح العجم اعجوبة الزمان سراج (الدين) منهاج را رحمه الله، از حضرت فيروز كوه در سر طلب كرد وانگشترين [نگين] فيروزه نقش سام بران ثبت كرده. بنزديك مولانا فرستاد ومولانا را باعزاز (تمام) طلب كرد، وكاتب اين ذكر منهاج سراج اصلح الله حاله در اين وقت در سن سه سالگى بود، مولانا رحمة الله عليه را چون استدعاء سلطان بهاء الدين (سام) طاب ثراه (متواتر ومتعاقب گشت، وسبب آن بود، كه مولانا طاب مرقده) در عهد ملك شمس الدين از غزنين بطرف باميان رفت ودر ان وقت بهاء الدين سام ولايت بلوران [7] داشت، خدمت مولانا را دريافت، وامكان نگاهداشت واعزاز مولانا بنمود [8] وكلمات روح افزاى ومذاكره دل گشاى او ديده وشنيده بود، وذوق آن در طبيعت پادشاهى [9] باقى مانده، ميخواست تا از مايده (نعمت) كلام مولانا نور الله مرقده

[1] اصل: بر مكالمت.

[2] اصل: فوق

[3] مط: عقدى تذكير

[4] اصل: سلطنتش دين دو خال

[5] مط: حسن عاطفت

[6] مط وپ: ورسل. حاشيه مط: قدسك، ورسك، متن راورتى:

ورسك. حاشيه: ورسل، قدسك. اصل: ورل.

[7] مط: يلوان، يلون، بروان. راورتى:

بلروان، بلوان. شايد همان بلورستان باشد كه ذكر شد، يا پروان باشد. كه جبل السراج كنونى شمال كابل است، يا بلروان باشد كه در صفحات گذشته نيز مذكور افتاده.

[8] اصل: مولانا نه بود.

[9] مط: پادشاه.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت