فهرس الكتاب

الصفحة 212 من 964

بگذشت، افراسياب بيرون آمد از فرزندان تورين افريدون وبكينه پدر طلبيدن از جيحون بگذشت، ومملكت بر منوچهر مشوش كرد، وتختگاه بلخ را ساخت وخراسان وعراق بگرفت، ومنوچهر چند بار با او مصاف كرد شكسته شد، ودر شهر آمل ومازندران كه طبرستان گويند حصارى شد، ودر آن مدت از كثرت نعمت آن شهر به هيچ چيز محتاج نگشت، وسام نريمان جد رستم از زاولستان [1] وهندوستان بيامد ولشكر آورد به منوچهر پيوست، وبا افراسياب ترك مصافها كردند، تا كار به صلح مقرر شد، بران قرار كه از طبرستان يك تير پرتاب، افراسياب بمنوچهر بگذارد. آرش [2] كه در عجم بلند كمان ترازو نبود، بر سر كوه آمل برآمد، ودر پيكان طلسمى تعبيه كرد، وتير بجانب خراسان بينداخت تا آب جيحون برفت.

يك روايت آنست: كه آرش همانجا بمرد، واصح آنست كه او را امير جمله تير اندازان گردانيد، وميان ايران وتوران آب جيحون شد، وافراسياب بازگشت وملك منوچهر صد وبيست سال بود. والسلام (على) اهل الاسلام.

الحادى عشر افراسياب الترك

در نسب او دو روايت است: يك روايت آنست: كه افراسياب بن بشنك بن داوشم بن تور بن افريدون. وبروايت ديگر: افراسياب بن بشخ بن رستم بن ترك [3] واين شخص آن بود: كه جمله نسبت تركان بدو كنند، واو از فرزندان يافث بن نوح بود، با منوچهر عهد كرد وبازگشت، بار ديگر عهد بشكست واز جيحون بگذشت وعراق وخراسان بگرفت وجمله خراب كرد، وآن روز كه مملكت ايران بگرفت، با لشكر خود گفت: كه تمام خلق ايران را مى بايد كشت، تا خلق ديگر بر عادت ما، درين زمين در رسند، جمله چشمه سارهاء جبال غور كه آن بخراسان

[1] اصل: زاوبلستان

[2] طبرى (1: 195) نام اين تيرانداز ارشسياطير بود، كه گاهى بصورت مخفف (ايرش) هم ناميده ميشد

[3] كذا. طبرى (1: 195) : فراسياب بن فشنج بن رستم بن ترك بن شهراسب ويقال: ابن ارشسب بن طوج بن افريدون. آثار البيرونى: فراسياب بن بشنك بن اينت بن ريشمين بن ترك بن زين اسب بن ارشسب بن طوج، ابن خلدون (2: 157) افراسياب بن اشك بن رستم بن ترك. مسعودى (1 - 157) : فراسياب بن اطوج بن ياسر بن رامى بن آرس بن بورك بن ساساسب بن زسست بن نوح بن سرور بن اطوج بن افريدون.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت