فهرس الكتاب

الصفحة 678 من 964

در حوالى تبرهنده بودند، رايات اعلى از سنام به هانسى آمده، آن ملوك بطرف كهرام وكيتهل حركت كردند. سلطان بدان سمت از هانسى حركت فرمود، وجماعت امراء در ميان هر دو تن سخن گفتند، وفتنه هر دو طرف عماد الدين ريحان بود، تا روز (پنج) شنبه بيست ودوم شوال همين سال سلطان اسلام فرمان داد: تا عماد الدين ريحان بطرف بداون رود [1] ، وآن ولايت اقطاع او باشد وآن صلح تمام شد. روز سه شنبه هفدهم ماه ذى القعده [و] بعد از سوگند وعهود [2] وثيق جمله (امراء) وملوك، بخدمت سلطان پيوستند، ولوهور اقطاع ملك جلال الدين شد، ودر ضمان عصمت ودولت رايات همايون، روز سه شنبه نهم ماه ذى الحجه بطالع سعد، در حضرت دهلى آمد. ملك تعالى رايات همايون را به آيات فتوح مطرز داراد. آمين رب العالمين.

السنة العاشره سنه ثلاث وخمسين وستمائة

چون سال سنه ثلاث وخمسين (و ستمائة) نوشد، حالى عجبى [3] ظاهر گشت وآن چنان بود: كه از تقادير [4] آسمانى، مزاج حضرت [5] سلطانى، با والده او [6] ملكه جهان تغيير پذيرفت، وچون او در حباله قتلغ خان بود هر دو را فرمان شد: تا او ده اقطاع ايشان باشد، وبر سر اقطاع روند، بحكم فرمان ايشان رفتند، واين حادثه در روز سه شنبه ششم ماه محرم سنه ثلث وخمسين وستمائة بود. چون ماه ربيع الاول در آمد، سلطان اسلام روز يكشنبه بيست [7] وهشتم ماه ربيع الاول اين سال قضاء ممالك وحكومت حضرت دهلى برقرار ما تقدم حواله داعى دولت منهاج سراج كرد. پادشاه را در سلطنت فراوان سال بقا باد [8] . ودر ربيع الاخر از ملك قطب الدين حسين [9] على، كه نايب ملك بود، سخنى بر خلاف راى اعلى بسمع (مبارك) پادشاه رسانيدند روز سه شنبه بيست وسيم ماه مذكور [10] قطب الدين را مخاطب كردند ومقيد ومحبوس گشت وشهادت يافت، پادشاه را بقا باد! روز دوشنبه هفتم جمادى الاولى، اقطاع ميرت، حواله ملك كشلى خان

[1] مط: برود

[2] مط: عهود ومواثيق.

[3] مط: حال عجيبى

[4] اصل: مقادير

[5] مط: مبارك سلطانى

[6] اصل ملكى جهان

[7] مط: 23. راورتى: 23 همين ماه، ولى در طبقه 22 ذكر الغ خان 7 ماه ربيع الاول است.

[8] مط: كه پادشاه او را در سلطنت سالهاى فراوان بقاباد

[9] اصل حسن على. راورتى ومط: مانند متن

[10] مط: ربيع الآخر همين سال ملك قطب الدين.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت