فهرس الكتاب

الصفحة 256 من 964

و لها عرش عظيم [1] . طول وعرض آن تخت كه از زرصامت [2] ساخته بود هشتاد گز بود، وجمله بياقوت وزمرد ولآلى مرصع كرده. بر دست مهتر سليمان بلقيس ايمان آورد، وآن تخت او را پيش از رسيدن او بخدمت مهتر سليمان عليه السّلام آصف برخيا به طرفة العينى حاضر كرد، وقصه او معروف است، چنانچه حق تعالى در قرآن مجيد بيان فرموده است. ومدت ملك او چهل سال بود. والسلام (على) من اتبع الهدى.

السابع ناشر النعم

و هو ناشر، بن عمر بن عمر، بن سراحيل، بن الحارث الرائش بود، (بعد) از بلقيس كه دختر عم او بود بر تخت يمن نشست، او را ناشر النعم [3] بجهت آن نام نهادند كه با خلق ممالك خود انعام بسيار كرد، واهل يمن وممالك خود را جمع گردانيد ودست اعدا ازيشان كوتاه كرد، ولشكرها در حد مغرب چندان ميبرد، كه (از) آبادانيهاء مغرب وجنوب بيرون رفت، ودر بيابان بموضعى رسيد، كه رودى از ريگ ميرفت. چون هيچكس از آدميان بدان موضع نرسيده بودند، مردى را از اقرباء خود عمرو نام كه بس دلير بود بفرمود تا دران ريگ رود بجهت راه بردن، آن مرد غرق گشت.

ناشر النعم بفرمود: تا بتى ساختند از زر ومس، بران بت بنوشتند كه:

ليس ورائى مذهب [4] معنى آن باشد: كه وراى من راهى نيست از آنجا بازگشت، به يمن آمد، ومدت ملك او هفتاد وپنج سال بود.

الثامن شمر بن افريقيس [5]

بن ابرهه بن الحارث. به ملك نشست، واو را اهل يمن شمرير عيش [6] خواندندى، بجهت آنچه رعشه داشت، بعربيت لرزه [7] را رعشه گويند، واين شمر

[1] قرآن، النمل 23

[2] زرصامت: زيور ونقود وغيره در مقابل مال ناطق كنيز وغلام وغيره (غياث) .

[3] مجمل: ملك ياسر ينعم بن شراحيل. حمزه: ناشر ينعم بن شراحيل طبرى: ياسر بن عمرو بن يعفر. مسعودى: ناشر النعم بن عمرو بن يعفر. ابو الفدا: قيل ان ناشر النعم اسمه مالك بن عمرو بن يعفر بن عمرو من ولد المنتاب بن زيد الحميرى.

[4] اصل: ليس ورايتى مذهب.

[5] اصل: شمن. مجمل: سمر يرعش. حمزه: شمر يرعش. ابن الفقيه: شمر بن افريقيس. ابن خلدون:

شمر مرعش، سمى بذلك لارتعاش كان به.

[6] اصل: سهر بن عيش.

[7] اصل: دزه.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت