فهرس الكتاب

الصفحة 148 من 964

فراخ سينه، گشاده كتف، وسطبر ساق بود، مال بسيار داشت، وبذل بسيار كردى، ودر حرب جمل، مروان حكم او را تيرى زد بر سينه، شهادت يافت، ومدت عمر او شست وسه سال بود، ودختر او بعد از وفات او بسه سال، او را از گور برآورد وبر كنار رودى بود، همچنان تازه، ببصره نقل كرد ودفن كرد، واسماء اولاد او اسماعيل وموسى وعمران واسحاق ويعقوب ويوسف وزكريا ويحيى وعيسى وعثمان وصالح، ودختران او چهار بودند، والله اعلم بالصواب.

السادس زبير العوام رضى الله عنه

زبير عوام رضى الله عنه، مادر او عمه مصطفى بود عليه الصلاة والسلام صفيه بنت مطلب [1] . شانزده ساله بود كه اسلام آورد، وبهر دو قبله نماز گذارد، وهيچ غزوى از موافقت مصطفى عليه السّلام فوت نكرد، اول كسى كه در راه خداى شمشير بركشيد او بود، ودر روز بدر، چادر زرد بر سر بسته بود، وملايكه هم بدان شكل آمدند، واو سى وهشت حديث از پيغامبر روايت كند، مدت عمر او پنجاه واند سال بود، در مصاف جمل شهادت يافت.

اسماء اولاد او عبد الله وعروه ومنذر وعاصم ومهاجر وخالد وعمر ومصعب وعبيد وجعفر. وده دختر بودند. رضى الله تعالى عنهم اجمعين.

السابع سعد بن ابى الوقاص رضى الله عنه

سعد ابى الوقاص، وكنيت او ابو عبد الله اسحاق [2] بود، ونام پدر سعد مالك بود، وابى وقاص كنيت پدر او بود، ومادر سعد عميه [3] بنت سفيان بن اميه بود واو چنين ميگويد: كه من سيم كسم از آن جماعت كه ايمان آوردند ودر ان وقت نوزده ساله بود، وجمله غزوها با مصطفى عليه السّلام بود، واول كسى كه در راه خداى تير انداخت او بود، ودر روز احد مصطفى عليه السّلام او را فرمود: كه تير انداز، مادرم وپدرم فداى تو باد! او مرد سياه چرده بود وبلند بالا وشكسته موى بود، ودر آخر عمر، چشم او پوشيده شد، وبلاد سواد

[1] كذا در اصل ونسخه پنجاب.

[2] اصابه والكنى والاسماء: ابو اسحق.

[3] الاصابه: امه حمزه.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت