فهرس الكتاب

الصفحة 852 من 964

تجار وآيندگان ورسل رابط مع آن زر ونقره بقتل رسانيد چنانچه [1] (هيچ) يك [تن] از ان خلاص نيافتند، الا يك شتربان كه در حمام بود، در ان واقعه از راه گلخن خود را بيرون انداخت، ودر محافظت خود حيل انگيخت، واز راه بيابان، ببلاد چين وطمغاج باز رفت، وچنگيز خان را از كيفيت آن غدر اعلام داد.

چون حق تعالى خواسته بود، كه اين [2] غدر را سبب خراب شدن [3] ديار اسلام گرداند، سرو كان امر الله قدرا مقدورا، ظاهر شد، واسباب المقدور كاين، پيدا گشت، نعوذ باللّه من سخطه، داعى دولت قاهره منهاج سراج از پسر ملك ركن الدين خيسارغور [4] شنيد، واو از [پاد] شاه سيستان (كه) از جمله شاهزادگان نيمروز، وخواص خوارزم شاهى بود، كه آن (پاد) شاه سوگند ياد كرد، كه در هر خزانه [5] كه يك دانگ زر ويا نقره، از ان بازرگا (نا) ن چنگيزخان (و لشكر مغل) درآمد، تمامت آن خزانه وممالك وولايت [6] بدست چنگيزخان ولشكر مغل افتاد، «حق تعالى مملكت سلطان السلاطين (ناصر الدنيا والدين) را از مثل [7] آن حوادث، در عصمت خود، محفوظ داراد، بمحمد وآله الامجاد.» [8]

ثقات چنين روايت كرده اند، كه چون آن گريخته با چنگيزخان واقعه بازرگانان، وفرستادگان [9] او باز گفت، فرمان داد:

كه [10] لشكر تركستان وچين وطمغاج جمع شدند، وهشت صد علم بيرون آورد، در زير هر علم يك هزار سوار، وسيصد هزار اسپ نامزد بهادران كرد، وبهادر مبارز را گويند، وهرده [11] سوارى (را) سه (سر) گوسپند

[1] مط ومب: چنانكه،

[2] مط ومب: آن

[3] مط ومب: خرابى، آيت ما بعد در قرآن احزاب 38

[4] اصل: ملك ركن الدين اختيار، مط: خنسار، كه در نسخ مأخذ مط، خلسار، اجبار، اجنار هم آمده، در مب خلسار است، وراورتى مانند متن است واصح بنظر مىيد كه از قلاع معروف غور بود واكنون قبصار گويند

[5] كذا در مط ومب، اصل: كه در هزانه كه الخ ... ارباب لغت هزينه را بمعنى خرج وخزينه آورده اند ولى هزانه نيامده، بنابر اين صورت مط ومب ترجيح دارد

[6] مط ومب: خزانه ومملكت بدست

[7] اصل: نيل

[8] عبارات بين «» در مب نيست.

[9] اصل: فرستادگانان

[10] مط ومب: تا لشكر

[11] اصل: وهزده

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت