السابع كيخسرو بن كيقباد
سلطان غياث الدين كيخسرو پادشاهى بزرگ وگزيده اخلاق بود، وعادل.
چون بعد از پدر بتخت روم نشست، مملكت را ضبط كرد، ودر تصرف آورد، ودرين وقت فتنه لشكر كفار مغل بحدود روم رسيده بود، با فرنگ بطريقى كه دست داد، مواسا كرد، وبسرحدهائى كه بر اطراف بلاد اسلام است، لشكرى ميكرد، ناگاه حشم او را تنها گذاشتند، مغل بدان بلاد بدوانيد، او بعد از آنكه بازگشت برحمت حق پيوست در اول محرم سنه ثلاث واربعين وستمائة، وپسر خود عز الدين كيكاوس را وليعهد خود كرد، ومدت ملك او يازده سال بود، والله الباقى.
عز الدين كيكاوس در اول سنه ثلاث واربعين بحكم ولايت عهد پدر خود بر تخت پدر خود بنشست، وملوك وامرا او را انقياد نمودند. چون او بجلادت ومبارزت موصوف بود، ثغور افرنج را مستحكم كرد. بسبب دفع كفار مغل وضرورت استيلاء اين جماعت بر ديار اسلام، برادر كهتر خود را بتركستان فرستادند بدرگاه منكوخان مغل، تا بطريق صلح آن ديار مسلم ماند، چون ركن الدين قلج ارسلان كه فرستاده وبرادر كيكاوس بود بمنكوخان مغل رسيد، بر خلاف فرمان برادر ملتمسات نمود، وملك روم از منكوخان درخواست ومدد طلبيد، تا روم از دست برادر مستخلص كند، منكوخان دختر الجكتا [1] نوين مغل بدو داد، والجكتا را با لشكر او بمدد قلج ارسلان فرستاد، چون بروم رسيد، عز الدين كيكاوس از پيش او عطف كرد، قلج ارسلان با مغل بروم استيلا يافت، كيكاوس بنزديك اورخان روم رفت ومدد آورد ومغل را زد، وايشان را بشكست وبرادر را بگرفت، وبقلعه حبس كرد، بعد از مدتى قلج ارسلان خود را مخلص كرد وبنزديك مغل رفت، وآنچه بعد ازين ظاهر شد، چون روشن نبود، بدين قدر اختصار كرده آمد، والله اعلم.
[1] پ: الجكنا ندارد. اما نوين بقول راورتى نويان نيز ضبط شده كه بمعنى سردار مغل است در فرهنگها نوئين نيز آمده.