فهرس الكتاب

الصفحة 351 من 964

مشغول مى بود، وبهيچ از ثغور لشكر نكشيد ونامزد نفرمود، ودر عهد او كارى نرفت، كه ذكر او را شايد، ومملكت او امتداد نيافت، وبساط حيات او زود طى شد، ومدت دو سال در عيش بگذرانيد ودر گذشت، ونوبت ملكدارى بسلطان سنجر رسيد رحمة الله عليه. حق تعالى سلطان سلاطين ناصر الدنيا والدين را باقى داراد، والله اعلم.

السادس السلطان الاعظم معز الدنيا والدين سنجر بن ملكشاه سلجوقى

سلطان سنجر پادشاه بزرگ ومعظم وبا قدر بود، وولادت او در بلاد سنجار بود [1] در شهور سنه تسع وسبعين واربعمائه، دران ايامى كه ملكشاه پدرش بخدمت درگاه خلافت وپرداخت مصالح دولت أمير المؤمنين مشغول بود چون ملكشاه برحمت حق پيوست، سلطان سنجر ده ساله بود، وبرادر او محمد بر تخت نشست، وبعد از برادر او را بتخت نشاندند، وبتشريف ولواء عهد دار الخلافت مشرف شد بدار الملك مرو شاهجان [2] ، ودر جمله ممالك اسلام كه پدر وجدش ضبط وفتح كرده بودند، خطبه وسكه بنام او شد. چون بالغ گشت وبريعان عمر وشرخ [3] شباب رسيد، جمله ممالك شرق وغرب در ضبط بندگان او آمد وچاكران او اول مصاف با محمد خان به سمرقند كردند، واو را بزدند، بعد از آن در اطراف ممالك شانزده مصاف كرد، در همه فيروز آمد، وعهد دولت او امتداد يافت، وكارها بر جاده سنت وسياست ونهج معدلت كرد، وامور شريعت محمد، واحكام ملت اسلام، بر طريق اوامر ونواهى الهى طراوت كلى يافت وزمين خراسان وعراق وما وراء النهر بغايت معمور گشت ودر بغداد باسم او قصرهاء سلطنت مبنى شد، وشحنگى ولشكر كشى بغداد بر قرار پدران بلكه زيادت در تصرف او، وگماشتگان او، آمد وبندگان خود را بايالت وملكى در هر ديار نصب كرد: اران وعراق وآذربيجان به

[1] سنجار: شهرى بود در بيابان ولايت جزيره، كه آنرا به ديار ربيعه باز خوانند (اصطخرى 77)

[2] اصل: شاهجهان كه صحيح آن شاهجان است ديده شود ياقوت

[3] اصل: سرخ والصحيح شرخ اول شباب وريعان آن (المنجد) .

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت