فهرس الكتاب

الصفحة 713 من 964

فرستاد واز حضرت او را (لقب) يغان تت خطاب شد، وبنام او بزرگ شد، مدتى بلاد لكهنوتى داشت، در سال سنه احدى وثلثين برحمت حق پيوست، (عليه الرحمه والرضوان) والله اعلم.

السادس الملك نصرت الدين تايسى [1] المعزى

نصرت الدين تايسى بنده سلطان شهيد معز الدين محمد سام بود.

وترك محقر [2] ديدار بود، فاما او را حق تعالى بهمه انواع ومردى ومردمى آراسته [گردانيده] بود، ودر غايت رجوليت وجلادت و [مبارزت بود] وعقل كامل داشت، ودر عهدى كه نويسنده اين سطور منهاج سراج بحضرت اعلى شمسى پيوست، نصرت الدين تايسى مقطع جيند وبرواله [3] بود، وبعد از مدتى چون خدمتها، پسنديده كرد، بعد از فتح (حصار) كاليور [4] بدو سال سلطان شهيد طاب ثراه اقطاع بهيانه [5] وسلطانكوت بدو مفوض فرمود، با شحنگى ولايت كاليور [4] او را فرمان

[1] مط: تابسى، راورتى مانند اصل، وى گويد كه در نسخ خطى تائيسى وتايسى هم آمده، واميرى اين كلمه را چينى بمعنى نويسنده وكاتب مى شمارد ولى به عقيده من تركى خواهد بود يا منسوب باسم شهرى ومكانى، در تاريخ شرف الدين على يزدى كه تايشى آمده نيز باين لفظ نزديكى دارد ابن اثير ايغان طايسى را نام ميبرد كه ماماى غياث الدين خوارزمشاه بود (ص 159 ج 12)

[2] مط: سام بود تركى بود مختصر ديدار فاماء در نسخ راورتى هم شايد مختصر ديدار بود، چه اين كلمات را به TurkofshortSight عينا ترجمه كرده، واصطلاح شارت سايت در زبان انگليسى بمعنى كوته نظرى وكوتاه بينى است ولى اين ترجمه راورتى، با صفاتى كه بعد ازين مؤلف راجع به عقل كامل وكياست ومردى ومردمى او آورده تضادى دارد بنابر اين مختصر يا محقر ديدار را نبايد كوته نظر پنداشت. شايد مقصد مؤلف ازين تعبير بساطت وسادگى وعدم تجمل ويا سادگى قيافت ونازيبائى چهره وى باشد

[3] اصل: جندير وبرواله، مط: جيند وبروانه وهانسى، راورتى: جيند (جهند) براله، هانسى، قرار ضبط آئين اكبرى (ص 28 ج 2) جيند از سركار حصار فيروزه دهلى است كه هانى وبرواله نيز درين سركار بود،

[4] مط: كاليوار، راورتى: گواليور.

[5] صل ا: بهتانه، راورتى ومط: بهيانه

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت