فهرس الكتاب

الصفحة 535 من 964

الرابع السلطان جلال الدين (على بن سام) [1]

چون سلطان غازى معز الدين شهادت يافت، وسلطان بهاء الدين [در راه] برحمت حق پيوست، وارثان ملك دو فريق ماندند، از تخمه شنسبانيان يك فريق سلاطين باميان وديگر سلاطين فيروز كوه. چون مرقد سلطان غازى از دميك [2] روان كردند، تركان [بندگان سلطان از ملوك] وامراء بزرگ مرقد وخزانه (وافر) وكارخانه (ها) از دست امراء غزنين بيرون كردند، وامراء غورى را كه در لشكر هندوستان بودند، ميل بجانب پسران سلطان بهاء الدين بود، وامراء ترك را ميل طرف سلطان غياث الدين محمود بن محمد سام بود، كه برادرزاده سلطان معز الدين بود، وامراء غور آنكه در غزنين بودند، چون سپه سالار خروش [3] وسليمان شيش [4] وجز ايشان بخدمت علاء الدين وجلال الدين مكتوبات نبشتند وايشان را استدعا كردند وايشان بغزنين آمدند، چنانچه بعد ازين به تحرير پيوندد، در طبقه سلاطين غزنين، وجلال الدين چون برادر را به (تخت) غزنين بنشاند، خود بازگشت وبتخت باميان بنشست. راوى ثقه چنين روايت كند [5] : كه خزانه غزنين قسمت كردند، قسم جلال الدين دويست وپنجاه (حمل) شتر زرعين ومرصعينه آمد، كه آن زر وسيم با خود، به باميان آورد [6] ، وكرت ديگر لشكر كشيد بطرف غزنين، ولشكر غور (ى) وغزو بيغو [7] از اطراف ممالك چون [8] جمع كرد بغزنين آمد وگرفتار شد، وباز مخلص گشت، وبباميان رفت وعم او سلطان علاء الدين در غيبت ايشان، تخت باميان گرفته بود، جلال الدين بازگشت با اندك مردى به مغافصه [9] ، سحرگاهى بر عم زد وعم را بگرفت

[1] راورتى: سلطان جلال الدين على بن بهاء الدين سام باميانى

[2] اصل: دميل.

مط: دميك. راورتى كذا، براى شرح (ر: 35) آخر كتاب.

[3] كذا في الاصل. متن مط:

حروشتى. حاشيه مط: خروش. راورتى: خروشتى، خروش، خروشنى، خروسى

[4] اصل: سيس. راورتى ومط: شيش.

[5] مط: كرده

[6] مط: شتر از عين مرصع وزر وسيم رسيد با خود به باميان برد

[7] در متن مط: بيغو است، مانند نسخه اصل. در حاشيه نوشته كه در بعضى نسخ (غزو سقرار اطراف) است، راورتى نيز اين هر دو صورت را مينويسد

[8] مط: خود

[9] مط: مغافضه.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت