فهرس الكتاب

الصفحة 190 من 964

چون بدار الخلافت آمد [1] بعضى از تركان متعدى [2] را بقتل رسانيد، وبعضى متفرق شدند، وابن مقله را بزندقه نسبت كرد، ودست راست او را از بازو قطع كرد، وهيچ وزير در دنيا خوب خط تر از ابن مقله نبود، وازين عهد باز كار خلافت ضعف پذيرفت.

مدت خلافت او شش سال وده [3] ماه وده روز بود، وفات او به واسط بود. والله اعلم واحكم.

المتقى باللَّه

ابو اسحاق ابراهيم بن المقتدر، مادر او روميه بود حلوت [4] نام. بيعت او روز چهارشنبه بيستم ماه ربيع الاول سنه تسع وعشرين وثلث مائه بود، چون او را بيعت كردند به نزديك عم خود آمد القاهر باللّه، واو را ميل كشيده بودند وگفت: مرا بر خلافت جبر ميكنند، من بى رضاء تو قبول نكنم، عم او از وى راضى شد وگفت: برادر تست، الراضى بر من ظلم كرد، اما من از تو برين لطف راضى شدم وخود را خلع كردم، وخلافت بتو تسليم كردم، پس هزار دينار سرخ از دفاين خود المتقى باللّه را داد، ودر عهد متقى ما كان را، كردان [5] در صحرا بكشتند وتركان ولشكر بغداد بر تركى جمع شدند، كه نام او تورون بود، واو را بر لشكر امير كردند، ومتقى بر تركان نا اعتماد شد. ونصر احمد سامانى در ولايت او در شعبان سنه تسع وعشرين [6] وثلث مائه برحمت حق پيوست، واز دار الخلافة نوح احمد را لواء وعهد عجم فرستادند، ومتقى فرصت طلبيد وبموصل رفت وتورون بواسط بود، تورون بموصل آمد، وميان متقى وتورون بآخر صلح شد كه سر لشكر تورون باشد. چون متقى به لشكر گاه تورون رسيد، تورون پيش او پياده شد. چون متقى به سرا پرده او رسيد، متقى را بگرفت، وميل كشيد، واين حادثه روز شنبه نوزدهم ماه صفر سنه ثلاث وثلثين وثلث مائه بود، وروايت سلامى [7] صفر سنه اربع. ومدت خلافت او سه سال ويازده ماه بود، ووفات او بعد آن در شعبان سنه سبع وخمسين وثلثمائه بود والله اعلم.

[1] اصل: بحكم خون بدار الخلافت آمدند

[2] در متن اصل بر كلمه متعدى خط گرفته شده وبالاى آن مقتدر نوشته اند كه شايد مقتدرى باشد. در، پ: معتدى.

[3] اصل: دو ماه، الكامل: ده ماه.

[4] اصل:

حلوت. پ: خلوت مجمل وسيوطى: خلوب.

[5] الكامل: كراديس

[6] الكامل وغيره:

رجب 331 ه.

[7] ر: 5.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت