سلطان محمود سبكتگين [غازى] عليه الرحمة، جماعت تركمانان، در حدود باورد (و) خراسان تمرد آغاز نهادند، ورقبه انقياد از ربقه طاعت سلطان بيرون بردند، عمال وگماشته گان جماعت سلطانى، آن [1] حادثه را ببارگاه سلطنت رفع كردند، [2] بر لفظ (آن) پادشاه عادل [3] رفت كه گمان برم، كه آن جنس تمرد وفساد آن جماعت تركمانان، از مقدمات خروج تركست در بلاد اسلام. چنانچه مصطفى صلى الله عليه وسلم خبر ميدهد [4] از علامات قيامت، چون اين مقدمات كه مصطفى صلى الله عليه وسلم [وعده] فرموده بود، معلوم شد، بعد ازين بيان دولت كفار كرده شود، انشاء الله تعالى
الاول منهم قره خطا [ى]
ثقات چنين روايت كرده اند: (كه اول) خروج ترك آن بود، كه قبايل قره خطاء از بلاد چين وديار مشرق، بحدود قيالق [5] وبلاساغون [6] بيرون آمدند، واز پادشاه طمغاج برگشتند، وسرحدهاى اسلام را منزل وچراخور كردند، و [از] ملوك افراسيابى، كه پادشاهان [7] مسلمان بودند، واز آل افراسياب، منقاد سلجوقيان از نسب [8] ايلك ماضى رحمهم الله (تعالى) آن صحارى وچرا خور (را) بدادن واجبات مراعى قبول كردند، ومدتها چون اندك بودند، بى فساد وفتنه آرام (مى) گرفتند، (و) چون عهدا من وفراغت ايشان امتداد پذيرفت،
[1] مط ومب: كه حادثه ببارگاه
[2] اصل: دفع
[3] مط ومب: غازى
[4] مط ومب: فرموده است
[5] اصل: قبالق، مط ومب فنانق، ولى مط بحواله يك نسخه خطى قبالق هم بطور نسخه بدل مىورد، راورتى گويد كه: صحيح آن قيالق يا قياليق است به ياى منقوط ثانى، كه صورت اصلى آن هم بايد قياليغ باشد، چون (ب وى) درين كلمه بيك نقطه از يك ديگر امتياز مى يابد، بنابران از طرف نساخ تصحيف، وبه باى يك نقطه نوشته شده است، روبروكويس اين شهر را بنام كويلك LKOYLOK ضبط كرده وگويد، كه شهر بزرگ تجارتى است، وسه معيد معروف دارد كه دروازه هاى آن همواره بطرف جنوب باز وگشاده مى باشد.
[6] اصل: بلاساعون، كه در بعضى نسخ خطى راورتى بلاد ساغون هم نوشته شده، ولى طورى كه گذشت بلاساغون شهر بزرگى بود، در ثغور ترك اندر ماوراى نهر سيحون نزديك كاشغر (مراصد الاطلاع، ص 80)
[7] مب: پادشاه
[8] مط ومب: پشت،