فهرس الكتاب

الصفحة 263 من 964

گفت: بعد از آن مردى بيرون آيد، ملك حبشه [1] را بكشد، يمن بگيرد (و بعد او هم كشته شود، وبعد از آن پيغامبرى از عرب بيايد تا ملك يمن بگيرد) [2] تا قيامت بدست امت [3] او باشد، ولتعه بترسيد، وفرزندان را بعراق وچين فرستاد ومدت ملك او سى وهفت سال بود، والسلام.

التاسع عشر حسان بن حسان [4]

بن تبع الاصغر، بپادشاهى نشست. ملك پدران خود در ضبط آورد، وبا خلق نيكوئى كرد، وخصمان را مقهور گردانيد، ومدت ملك او هفتاد وهفت سال بود [5] ، والله اعلم بالصواب.

العشرون ذو شناتر [6]

بعد از حسان بن حسان پادشاه شد، واو از اهل ملك وخاندان تبابعه نبود بروايت طبرى نام او حنيفه [7] بن عالم بود، دران وقت از تبابعه فرزندان بزرگ نماند، كه مملكت را ضبط توانستى كرد، واين ذو شناتر از ابناء اكابر بود، وبا خلق تعدى بسيار كرد، وعمل قوم لوط با فرزندان اكابر آغاز كرد، واز حسان پسرى مانده بود، او را ذو نواس گفتندى در جمال ورعنائى آيتى بود. چون مراهق شد، خبر جمال ورعنائى او بدين ظالم بردند عليه اللعنه. ذو نواس را بطلبيد. ذو نواس كاردى با خود ببرد. وبنزديك ذو شناتر رفت.

چون ذو شناتر خواست كه دست تعدى باو يازد [8] ، ذو نواس گفت:

اى ذو شناتر! تو ميدانى: كه بملك را تو احقم، ملك را بتو گذاشته ام مرا بدنام مكن وبسلامت بگذار! گفت: اگر بمراد من نباشى، سرت بردارم. ذو نواس كاردى در شكم آن ظالم زد، او را بكشت. وچون

[1] پ: حبشه ندارد.

[2] كلمات بين قوسين در اصل نيست، از (پ) گرفته شد.

[3] پ: امت ندارد.

[4] مجمل: حسان بن تبع بن عمرو. حمزه: حسان بن عمرو بن تبع.

[5] راورتى: 70 سال.

[6] اصل: دو شناتر، طبرى وحمزه ومسعودى وابو الفدا وراورتى: ذو شناتر.

[7] كذا، طبرى: لخنيمه ينوف ذو شناتر. قاموس: ذو الشناتر اسمه لخيمه.

[8] يازيدن: دست درازى واراده (فرهنگ نوبهار) .

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت