فهرس الكتاب

الصفحة 347 من 964

وپادشاه اسلام ناصر الدنيا والدين را بر سرير جهاندارى ومسند شهريارى.

باقى داراد. والسلام والله اعلم بالصواب.

الرابع السلطان جلال الدين ملكشاه

بعد از پدر بتخت ايران نشست، وتوران وجبال عراق وديلم وطبرستان وروم ومصر وشام ودياربكر وارمن وسيستان وفارس همه در ضبط آورد وبر منابر كل اسلام خطبه بنام او شد، وسكهاء درم ودنانير بالقاب او مشرف گشت واو بذات خود پادشاه قاهر وضابط وشهم وشجاع وعادل بود به همه اوصاف پادشاهانه وملك دارى مزين بود ممالك تركستان تمام در ضبط آورد وممالك روم بگرفت، وشحنگى بغداد بخدمت دار الخلافه او را مسلم شد ودر مكه ومدينه ويمن وممالك حجاز بر همه منابر اسلام خطبه بنام او شد وباطراف ممالك ترك وروم غزو وجهاد بسيار كرد وبهر طرف از ممالك شرق وغرب ملكى از دست خود نصب فرمود، وممالك روم را بيك برادر خود داد، وبعد از برادر به پسر خود محمود بن ملكشاه داد، تا بدين تاريخ آن ممالك بر فرزندان او مسلم است چنانچه بعد ازين در قلم آيد.

انشاء الله تعالى.

ودر منتخب تاريخ ناصرى كه يكى از اكابر حضرت غزنين كرده است در نظر آمد: كه وقتى از اوقات سلطان ملكشاه، نظام الملك وزير خود را گفت: كه استعداد لشكر كن! كه عزيمت بلاد مصر مصمم است. نظام الملك بوجه عرضه داشت گفت: پادشاه را درين عزيمت تأمل شافى بايد كرد كه در ان سر زمين جماعت قرامطه وبددينان باشند، واز خيانت اعتقادات ايشان بسمع پادشاه سنى رسد، بنده روا نميدارد، كه آن شناعت بر خاطر اعلى گذرد. سلطان ملكشاه فرمود: كه باستعداد آن سفر مشغول بايد شد كه فسخ آن عزيمت امكان ندارد، نظام الملك استعداد تمام مهيا گردانيد سلطان با لشكر گران بدان طرف خراميد، چون بنزديك مصر رسيد، اهل مصر شرط خدمت استقبال بجاى آوردند. سلطان به هيچكس التفات نفرمود ونظر نكرد، تا بدر شهر مصر رسيد، بمعبر مصر وشط نيل چون عبره كرد پرسيد: كه قصر فرعون كدام است؟ چون معلوم شد، روى بدان طرف نهاد

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت