فهرس الكتاب

الصفحة 116 من 964

بكشت. پس آنگاه عتبه وشيبه پسران ربيعه، ووليد عتبه بيرون آمدند، ومبارز خواستند از بنو اعمام خود.

عبيده [1] بن حارث بن عبد المطلب، وحمزه وعلى بيرون آمدند، عبيده زخم خورد وحمزه وعلى هر دو او را يارى كردند، وهر سه مشرك را بكشتند.

مهجع [2] بن عبد الله را مشركان تير زدند وشهيد كردند. پس ابو جهل بيرون آمد.

چون مصطفى عليه السّلام او را بديد، غضب نبوت شعله زدن گرفت فرمود: هان ابو بكر وياران! جبرئيل آمد. مصطفى ميان صفها آمد، ويك مشت خاك ريزه برگرفت وروى به كفار آورد وگفت: شاهت الوجوه، وبر آن سنگريزه دميده، بسوى مشركان انداخت، هزيمت بر ايشان افتاد، وچهل ودو مشرك را از اشراف ايشان اسير كردند، وپنجاه كس را از اشراف بدوزخ فرستادند، واز بنى هاشم پنج تن اسير شدند، وعقيل ابى طالب، ونوفل حارث، وعثمان وعمر، وسليت بن عدى [3] وداماد مصطفى ابو العاص زوج زينب از بنى اميه اسير شد. پس معاذ بن عمر در امد وابو جهل را زخمى زد كه بماند، عبد الله مسعود سرش باز بريد، باز مشركان هزيمت كردند پس سريه عصما [4] درين سال بود، وكشتن ابو عفك [5] وغزوه بنى قينقاع [6] هم در شوال اين سال بود، وغزوه سويق [7] كه در عقب ابو سفيان [8] رفتند هم در ان سال بود، در ذى الحجه روز عيد اضحى دو گوسپند مصطفى بدست خود قربان كرد، والله اعلم بامور يتعلق بعلمه.

اين سال را سنة الرمض خوانند، پس مصطفى عليه السّلام والصلاة، چون از بدر

[1] اصل: عبيد، طبرى وغيره عبيده

[2] اصل: مهجج، ولى بقرار طبرى وغيره مهجع از موالى حضرت عمر بود.

[3] كذا، ولى در اين جا اسماى حضرت عثمان وعمر غلط است، زيرا آنها در مجاهدين بدرند نه از گروه اسراء.

بقول طبرى والكامل از بنى هاشم عباس وعقيل ونوفل اسراى بدر بودند، كه حضرت عباس فديه آنها را مطابق به امر حضرت رسول ص پرداخت.

[4] عصماء بنت مروان از بنى اميه زنى بود كه مسلمانان را هجو ميكرد، وبامر پيغمبر ص عمير بن عوف او را بكشت (حيات محمد) .

[5] اصل: غفل، ولى ابو عفك نام يهودى بود از قبيله بنى عمرو بن عوف، كه بجرم هجو مسلمانان، سالم بن عمير او را كشت.

[6] صل: وعروه بنى فلسفى كه تحريف كاتب است.

[7] اصل: عروه سوين

[8] اصل: ابو سفين.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت