فهرس الكتاب

الصفحة 135 من 964

الثالث عثمان ذو النورين رضى الله عنه

عثمان بن عفان رضى الله عنه، عفان پسر ابو العاص بن اميه بن عبد الشمس بن عبد مناف بود، وكنيت او ابو عمرو، وداماد مصطفى بود، بدو دختر رقيه وام كلثوم ومادر عثمان، اروى بنت كريز [1] بن ربيعت بن حبيب بن عبد الشمس بود. عثمان رضى الله عنه ميانه بالا بود، ونيكو روى، وتنك پوست وتر اندام، وگندمگون وبزرگ ريش، وفراخ كتف، ودندانهاى خود را به زر بسته بودى، واو را روايت ميكنند: كه از تجارت شام باز مىمد در ميان راه به منزلگاه رزفى [2] ومعان فرود آمده بود، در ميان خواب وبيدارى ندا شنيد: كه اى خفتگان برخيزيد! ومهيا باشيد! كه احمد بيرون آمد. چون بمكه باز آمد، بخدمت مصطفى عليه السّلام بيامد، واسلام آورد، چون عمر او را حكم بن ابى العاص از اسلام او خبر شد او را به بست تا دين اسلام بگذارد، ودين پدران نگرداند، مادرش سوگند خورد، كه او را نان ندهد، او از دين اسلام دست باز نداشت، اگر چه مذلت ديد. ايشان دست از وى بداشتند، وچون عمر رضى الله عنه شهادة يافت، بخلافت با عثمان بيعت كردند، وخاتم ورداء مصطفى عليه السّلام بدو رسيد، ودر ايام او فتوح بسيار بود، وبصره وآنچه باقى بود، از حدود صفاهان ورى واصطخر وفارس ودار بجرد وكرمان وسجستان وطبرستان وخراسان وايران ونيشابور، وهرات ومر وشاهجان وهرى رود وبلخ وطخارستان وارمنيه، وارزروم [3] وكندريه وطرابلس وقبرس. واو را مناقب بسيار است: جمع كننده قرآنست آن مصحف كه ابو بكر بمشورت عمر رضى الله عنهما بخط زيد بن ثابت نبشته بود ودر بيت المال نهاده بفرمود تا چند نسخه بنوشتند، ويكى بمكه ويكى بمدينه ويكى بشام ويكى بعراق فرستاد، وهر كه بر خلاف نسختى داشت، از دست همه بيرون كرد، وهمه را بران مصحف جمع كرد، چون سال سنه خمس وثلثين در آمد از هجرت، صحابه

[1] اصل: كوبر، طبرى والكامل: كريز.

[2] كذا، ولى در مآخذ موجوده راجع باينجا چيزى بدست نيامد، در جغرافياى حدود العالم است:

معان شهر كيست در شام كه در ان بنى اميه اند، در همين كتاب جائى بنام (عين زربه) آمده، كه بنام رزفى نزديكى دارد.

[3] كذا، املاى موجوده: ارض روم.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت