جمله جمع شدند، ولبس سياه واستعداد تمام كه ابو مسلم فرستاده بود بخدمت آوردند وابو العباس شب آدينه، دوازدهم ربيع الاول سنه اثنتين [1] ثلثين ومائه بيرون آمد، ونماز شام بگذارد بجماعت، وديگر روز آدينه در مسجد جامع با او بيعت خلافت كردند، رضى الله عنه. بعد ازين ذكر صاحب الدعوة ابو مسلم تقرير كرده آيد. والله اعلم.
صاحب تاريخ مقدسى گويد: كه در اسم ونسب او اختلاف است، بعضى گفته اند:
از عرب بود، ولادت او باصفهان بود، وپرورش او در ميان فرزندان ادريس بن عيسى العجلى بود، ودر مكتب قرآن با ايشان حفظ كرد، ولغت واشعار ياد گرفت، وبيشتر اهل تاريخ برانند، كه او باصل از عجم بود، اما فاضل وحافظ وپرهيزگار، مردى بود كوتاه بالا، گندمگون پاكيزه پوست شيرين منظر، دراز پشت كوتاه ساق. هرگز كس او را خندان نديدى ومزاح نكردى، از هيچ فتح تازه روى ننمودى، واز هيچ نكبت ترش روى نگشتى، سخت دل عظيم بود وبر كس رحم نياوردى. تازيانه شمشير او بود، جمله اصناف را كه بر دولت بنى اميه دل نهاده بودند ونشو ونما در ولايت بنى مروان يافت، از خراسان ويمن وربيعه از زهاد وعباد وقضات وملوك ودهاقين ومجوس ونصارى ويهود وغير آن جماعت را همه بكشت، روايت آنست كه بى آنچه [2] در جنگها وحصارها بكشت سيصد وشست هزار مرد را در مقام سياست بكشت، جهان را از خوارج بنى اميه خالى كرد، ودولت بعباسيان رسانيد. بتأييد الله ونصره.
او را سه زن بود، مرد غيور بود بر حرم خود، سالى يك كرت بفراش زن خود نرفتى، عظيم جوانمرد بود وبى طمع، هرگز از هيچكس طمع نكرد ونخواست ونستد. او را يك هزار طباخ بود، هر روز سه هزار من نان در مطبخ او بپختندى وصد وسى گوسپند بيرون گاوان ومرغان خرچ شدى. يك هزار ودويست سر باركش بود آلات مطبخ او را، سالى كه به حج رفت در قافله ندا فرمود هر كه در قافله به جهت طعام آتش كند، من از خون او بيزارم. بايد كه آنچه ما يحتاج طعام
[1] در اصل خوانده نمى شود، از الكامل نوشته شد.
[2] در اين جا بر خلاف ساير موارد ابن كتاب آنچه با ملاى قديم (آنج) نوشته شده، ولى در ديگر موارد آنچه آمده كه متأخر تر است.