فهرس الكتاب

الصفحة 344 من 964

ولشكر او بيش نماند، وچند بار شكست افتاد، صواب آنست: كه با سلطان صلح كنيم، والا بطرف عراق رويم، وترك خراسان گيريم، امير داود شير دل كه در شهامت وجلادت همتا نداشت گفت: ملك گيرى با بددلى جمع نشود، اگر هزار جان فدا بايد كرد، من جز دست آويز وجنگ كار ديگر ندارم اما الملك والهلك امر الملوك [1] .

امراء سلجوق چون آن دليرى مشاهده كردند با او متفق شدند وتمام اتباع وخلق خود را در بيابان فرستادند، وسوار جريده مستعد مصاف وجنگ، بر سر بيابان بحدود دندانقان [2] توقف نمودند. چون سلطان آنجا رسيد جنگ قايم شد، وسه روز از بامداد تا وقت غروب مصاف بود تا روز آدينه نهم ماه رمضان سنه احدى وثلثين واربعمائه، كار بر لشكر سلطان تنگ شد وتركان سلطانى فوج فوج گشتن [3] گرفتند. سلطان مسعود منهزم شد، وسلجوقيان نصرت يافتند وپادشاهى بگرفتند، وبعد از مصاف بر همان موضع تخت نهادند وطغرل پادشاه شد، ويبغو بمرو رفت، وامير داود لشكر بطرف طخارستان وبلخ برد، وآن ممالك بگرفت، وبعد از آن طغرل وداود بخوارزم رفتند وضبط كردند وبعد از چند گاه كه ممالك ضبط كردند، طغرل برحمت حق پيوست. داود با محموديان وسلاطين غزنين عهد بست، وپادشاه خراسان وممالك عجم شد وجهان او را صاف گشت، ومدت بيست واند سال پادشاهى راند، در شهور سنه احدى وخمسين واربعمائه برحمت حق پيوست، وتخت سلطنت به سلطان الب ارسلان غازى آراسته گشت. والله الباقى وكل شى ء هالك والسلام.

الثالث الب ارسلان غازى

بن داود جغربيگ [4] ، بعد از داود بتخت خراسان بنشست در شهور سنه احدى وخمسين واربعمائه، وممالك خراسان وعجم وعراق وخوارزم وطبرستان

[1] اصل: اما الملك او لملك، پ: مانند متن. ترجمه راورتى: يا فتح يا مرگ

[2] اصل: بحدود طالقان وانقان راورتى: بحدود ايقان. پ: بحدود طالقان باتفاق توقف. اخبار الدوله وراوندى: دندانقان، بين مرو وسرخس البيروتى وحدود العالم دندانقان را شهرى از خراسان دانند

[3] اين كلمه را بكاف پارسى وعربى هر دو ميتوان خواند، راورتى، بكاف پارسى ترجمه كرده

[4] اصل وپ: طغرلبك بن داود. راورتى وغيره: مانند متن.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت