در حدود شام ومغرب با لشكرهاء گران غزو وجهاد بسيار نمودند، وچون ملك ايوب بن شادى درگذشت، از وى چهار پسر ماند: اول: صلاح الدين يوسف بن ايوب. دوم ملك العادل ابو بكر بن ايوب. سيوم شهنشاه بن ايوب چهارم سيف الاسلام بن ايوب.
چون ايوب در گذشت، پسران او در خدمت عم خود ملك اسد الدين بودند. واول كس كه از ايشان پادشاه شد در مصر، اين اسد الدين بود واول كس كه در شام پادشاه شد، صلاح الدين يوسف بود، چنانچه بعد ازين تقرير يابد. انشاء الله تعالى.
الرابع الملك اسد الدين بن شادى بمصر
ثقات روات چنين روايت كرده اند: كه جماعتى از علويان مغربى دعوى خلافت كردند، واز مغرب لشكر بمصر آوردند، ومصر از دست امراء عباسى بيرون كردند، واسم مهتر ايشان المستنصر بود، وايشان را بعضى علما به قرامطه نسبت كنند، وآن مملكت بدست فرزندان ايشان بماند، تا بدان عهد كه از بلاد روم، لشكر افرنج روى بمصر نهاد، وآن بلاد را غصب كردند، چون علويان مصر را قوت مقاومت ودفع ايشان نبود، از سلطان نور الدين شام مدد التماس نمودند، سلطان نور الدين ملك اسد الدين شادى را نامزد فرمود، تا كفار افرنج را از بلاد مصر دفع كند، ملك اسد الدين شادى از خدمت سلطان التماس نمود: تا صلاح الدين يوسف كه برادرزاده او بود با او نامزد نمايد، ملك اسد الدين باصلاح الدين هر دو از شام [1] روى بمصر آوردند، چون بحدود مصر رسيدند، كفار افرنج از وصول لشكر شام خبر يافتند، عنان جرأت در كشيدند وبسر حدى كه رسيده بودند، همانجا توقف كردند، لشكر شام بمصر درآمد واستيلا يافت، چون قوت وشوكت بسيار داشتند علويان مصر خايف شدند، واز استمداد ايشان پشيمان گشتند، كه لشكر شام را از استيلا وتصرف، قوت آن نداشتند منع كنند، سيدى كه در مسند خلافت مصر بود وزيرى داشت شاور نام، او را در سر طلب كرد وفرمود:
[1] اصل: از شادى. راورتى: از شام.