ورانگان ومواسات آن ديار اموال وافر گرفت: وچند كرت ولايت بهتيكوره [1] را نهب كرد، واموال بستد ودر شهور سنه اثنى واربعين وستمائة چون بطرف لكهنوتى رفت، وحال او با طغان خان پيش ازين [فصل] بتحرير پيوسته است كه به كجا رسيد، در وقتى كه طغان خان بحضرت بود از لكهنوتى جريده (در تايس) [2] بيامد وبنه خود را جمله از اوده به لكهنوتى نقل كرد ومدت دو سال به لكهنوتى لشكركشى (و كامرانى) كرد پس برحمت حق پيوست هم در ان شب فوت طغان خان بود در راه او ده، وچون فرزند ملك يغان تت [3] در حكم او بود حسن عهد نگاه داشت و (او را) از لكهنوتى بطرف او ده آورد در آنجا دفن كرد عليه الرحمة والمغفرة [4] (و حق تعالى سلطان اسلام را بر تخت سلطنت باقى دارد) [و الله اعلم بالصواب]
التاسع ملك هندوخان مؤيد الدين مبارك الخازن [5]
هندوخان مهتر مبارك باصل از مهر [6] بود، چون بخدمت سلطان افتاد سلطان او را بخريد از فخر الدين صفاهانى [7] بغايت مرد نيكوسيرت، وخوب اخلاق [8] وصافى اعتقاد بود، وبخدمت سلطان قربت تمام داشت ومحل اعتماد كلى يافته بود واز اول حال تا آخر عهد دولت شمسى، ورضوى محترم وموقر بود، وخزينه دار، وخدمتهاى پسنديده كرده بود وجمله بزرگان سلطان كه بمناصب ملكى ومراتب بزرگى رسيدند در اهتمام وشفقت او بودند، همگنان را همچو پدر [9] مشفق ومهربان بود، اول كه بخدمت سلطان افتاد يوزبان شد بعد از آن مشعله دار شد، ودر ان مرتبه
[1] مط: بهتكور در يكى از نسخ تهكوره، راورتى گويد كه بهتى گورا يا بهته گوره بر ساحل چپ سان در شرق بنارس در مركز كالنجر افتاده
[2] راورتى از نسخ خود صور مختلف كلمه را نقل ميكند: مانش، مالش، تابس. در اصل نيست، شايد تابس يا تايس باشد، كه ملك نصرت الدين سالف الذكر بدان منسوب بود
[3] اصل: تغان تت
[4] مط: رحمة الله عليه
[5] مط وراورتى: الخازن السلطانى
[6] راورتى گويد: كه مهر يا مهير در حوضه هاى ساگرونر بده در عرض 24 درجه و16 دقيقه وطول 80 درجه 49 دقيقه واقع است، چون باين نام جائى در تركستان وغيره بمن معلوم نيست.
بنابران مؤيد الدين را غلام ترك نمى توان شمرد، بلكه شايد اصلا هندو بود
[7] اصل: صفهانى
[8] مط: مردى نيكوسيرت وگزيده اخلاق،
[9] مط: بمنزلت پدر