آن بود: كه هارون را خواهرى بود عباسه [1] نام، او را دوست داشتى، وجعفر يحيى را هم بغايت دوست داشتى. چون بى هر دو شكيبائى نداشت به جهت حضور هر دو ميان ايشان عقد نكاح كرد تا نظر بهم در يك مجلس حلال باشد بران قرار كه بفراش جمع نشوند. وچون عقد نكاح شد، ايشان را جمع مىورد، دلهاء ايشان با يك ديگر ميل كرد. ودر فراش بر سبيل خفيه جمع شدند وحمل ظاهر شد، وفرزند بيك حمل تولد شد، هرون را معلوم شد، جعفر را بكشت. وفضل برادر او را با پدرش در زندان محبوس كرد. تا در حبس بمردند وخاندان ايشان بكلى برانداخت. وخواهر را در صندوق كرد، ودر چاهى انداخت، وهرون پشيمان شد. وسنت هارون [2] آن بود خود كه يك سال حج كردى ويك سال غزا. ومدت خلافت او بيست وسه سال بود.
والسلام على من اتبع الهدى.
كنيت او ابو عبد الله ومادر او زبيده بنت جعفر بن أبي جعفر المنصور بود.
هارون او را ولى عهد خود كرد. بعد ازو مامون را، وامين را بطوس بيعت كردند وولادت او در ماه شوال در سنه احدى وسبعين ومائه بود. پدر او را ولى عهد كرد وبعد ازو مامون را. وبعد ازو مؤمن را. امين فاضل وعالم وكريم بود، اما چون او جوان ونازنين بود، به لهو وطرب مشغول شد، وهر ماه يك بار دادى وفضل ربيع را وزارت داد، ومامون [3] بيعت ولايت بعد از پدر خود به جهت على موسى رضا بستد، امين چون بشنيد كه مامون لقب واسم امين را از خطبه ودارهم ودينار بيرون برد، امين على بن عيسى بن هامان [4] را بحرب مامون فرستاد، ومامون طاهر بن الحسن وهرثمه [5] را با لشكرى گران به بغداد فرستاد، وامين را محصر كردند، مدت يك سال.
ودرين وقت علويان بهر طرف خروج كردند، وكار امين درهم شد، و
[1] اصل: عباسيه
[2] در نسخه اصل گاهى بالف وگاهى بدون الف است
[3] كلمات ومامون در اصل نيست، وچنين معنى ميدهد كه بايد امين براى على موسى الرضا بيعت ستده باشد، ولى به تصريح مسعودى ومجمل، مامون در مرو براى وى بيعت ستد كه مهترين دودمان على رض بود. بنابر ان بر حسب ضرورت وقول مورخان اسم مامون در عبارت زيادت شد
[4] در اصل خوانده نمى شود از الكامل درست شد.
[5] اصل: هريمه. الكامل ومجمل وابن خلدون: هرثمه بن اعين.