فهرس الكتاب

الصفحة 57 من 964

بودند، ومنازلهم الحجر، ميان حجاز وشام وادى قوى بود، چون قوم عاد بطوفان باد هلاكت شدند، قوم ثمود بماندند وبسيار گشتند، وبت پرستى آغاز كردند، وفساد ظاهر گردانيدند.

يك روايت آنست: كه صالح در اول بالغ شدن پيغامبر شد، وبروايت صحيح آنست، كه بر سر چهل سالگى برو وحى آمد، وچهل سال خلق وقوم خود را بتوحيد وعدل دعوت كرد، اندك مردم بدو بگرويدند، باقى قوم از ومعجزه درخواست كردند ومهتر ايشان جندع بن عمرو بود [1] بالتماس او، صالح عليه السلام دعا كرد ناقه كه ده ماه آبستن بود، از سنگ بيرون آمد، وزانو بزد وبچه آورد، در بزرگى بمادر نزديك، وبزرگى ناقه چنان بود، كه ازين پهلوى او تا پهلوى دوم صد وبيست وپنج گز بود. چاهى بود قوم ثمود را، ميان ناقه وجمله مواشى ايشان قسمت شد، يك روز مواشى را، ويك روز ناقه را، بدين سبب تنگ آمدند، قيدار بن سالف [2] با چند تن شريك شد، وناقه وبچه او را بكشتند. حق تعالى بر ايشان آتشى فرستاد تا همه هلاك شدند وعمر مهتر صالح دويست وهشتاد ساله بود. وصاحب تاريخ مقدسى چنين روايت ميكند: كه حق تعالى هود را به پيغامبرى، نزديك قوم فرستاد، وصالح را كه به ثمود فرستاد، هم در ايام مملكت جمشيد بوده است، در زمين بابل. ودر بعضى تواريخ مىرد: كه در ميان مهتر نوح عليه السّلام ومهتر ابراهيم عليه السّلام دو هزار ودويست چهل سال بود، ودر بعضى روايت از طوفان تا روز ولادت مهتر ابراهيم، يك هزار وصد وهفتاد سال بود، والله اعلم.

هود النبى عليه السّلام

هود بن عبد الله بن رياح بن حارث بن عاد بن عوض بن ارم بن سام بن نوح النبى عليه السّلام، پيغامبر خداى تعالى بوده است، واو مرد گندمگون بود، وهيچ يك از انبياء عليهم السلام به آدم عليه السّلام مانند ترازو نبود، واو قوم عاد را بتوحيد وعبادت خداى تعالى دعوت كرد، واز ظلم نهى كرد، بدين قدر فرمان بود او را. واو بردين مهتر نوح عليه السّلام وشريعت او بود، وقوم عاد، مردمانى بودند، تمام خلقت و

[1] مسعودى: جندع بن عمرو بن الديل بن ارم بن ثمود بن عابر بن ارم بن سام بن نوح (1: 355) .

[2] مسعودى (1: 355) قدار بن سالف ومصدع بن مفرج، ودو زن: عنيزه بنت زعيم وصدوف بنت المحيا.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت